تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٢٧ - سخنان كوتاه امام حسين
شناختها به سبب او شناخته شوند نه او به سبب شناختها شناخته گردد؛ پس اين است آن خدا كه همنامى ندارد، پاك و منزّه است، چيزى مانند او نيست و اوست شنواى بينا.
سخنان كوتاه امام حسين ٧ در همين زمينهها اندرز و حكمت و غيره
١- امام حسين ٧ هنگامى كه رهسپار كربلا بودند فرمود: به راستى، دنيا تغيير چهره داده و ناشناخته گشته و نيكى آن در حال نابودى است و از آن جز رطوبتى كه در ته ظرفى مانده و جز زندگى وبال آور، همچون چرا گاهى كه جز گياه بيمارىزا و بىمصرف چيزى در آن نمىرويد، باقى نمانده است.
آيا نمىبينيد كه به حقّ عمل نمىشود و از باطل دست برنمىدارند؟! به طورى كه مؤمن حق دارد كه به مرگ و ديدار خدا مشتاق باشد. به راستى، من چنين مرگى را جز سعادت ندانم و زندگى در كنار ظالمان را جز هلاكت نخوانم! همانا مردم دنياپرستند و دين از سر زبان آنها فراتر نرود و دين را تا آنجا كه زندگىشان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمايش گرفتار شوند دينداران اندك گردند.
٢- امام حسين ٧ به مردى كه در حضور ايشان از ديگرى غيبت مىكرد، فرمود:
اى فلان! از غيبت كردن دست بردار كه غيبت خورش سگهاى جهنّم است.
٣- مردى در حضور امام حسين ٧، گفت: احسان به نااهل كردن تباهى است. امام در پاسخ او، فرمود: چنين نيست، احسان مانند باريدن باران است كه نيكوكار و بدكار را در بر مىگيرد.
٤- خداوند توان و طاقت كسى را نستاند مگر آن كه بار طاعتى را از دوش او بردارد و قدرت را از او نگيرد مگر آن كه تكليفى را از او برگيرد.
٥- به راستى، گروهى خدا را براى چشم داشت پرستش نمايند كه آن پرستش بازرگانان است و گروهى او را بيمناكانه پرستش كنند كه آن پرستش بردگان است و گروهى وى را سپاسمندانه مندانه پرستند كه آن پرستش آزادگان است كه اين بهترين پرستش است.