تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥١ - سپس حقوق كردار
٦- و امّا حقّ پاهايت اين است كه با آنها به محل ناشايست نروى و آنها را مركبى براى راه پويى به راهى كه خواركننده راه پوى آن است نسازى به خاطر اينكه پاهايت، بار بر تو و پيماينده تو به راه دين و [موجب] پيشروى در آن هستند. و لا قوّة إلّا باللَّه.
٧- و امّا حقّ دستت اين است كه به سوى ناشايست دراز نكنى تا به خاطر دست درازى، در آن سراى از سوى خداوند عذاب شوى و در اين سراى دچار سرزنش مردم گردى و آن را از واجب خداوند فرو نبندى و لكن با فرو بستن دست از بسيارى از آنچه بر تو مباح و رواست و باز كردن دست بر بسيارى از آنچه كه بر آن واجب نيست [و مستحب است] بزرگش بدار؛ پس چون در اين دنيا دستت [از ناپسند] بسته ماند و [با انجام حلال] شرفمند شد، در آخرت پاداشى نكو برايش واجب مىگردد.
٨- و امّا حقّ شكمت اين است كه آن را ظرفى براى اندك و افزونى از حرام قرار ندهى و از حلال نيز به اندازهاش بدهى و آن را از اندازه نيرو افزايى به شكمبارهگى و ناجوانمردى نرسانى و چون به گرسنگى و تشنگى گرفتار آمدى آن را نگهدارى چرا كه سيرى، زياده خور را سنگين سازد و كسل و ناتوان كند و از هر نيكى و احسان باز دارد و آشاميدنىاى كه نوشنده را به مستى كشاند، خواركننده و مايه نادانى و موجب از دست دادن مروّت است.
٩- و امّا حقّ عورتت اين است كه از كار ناشايست به دورش دارى و با چشم پوشى [از حرام]، يارىاش كنى [و نيرويش افزايى] زيرا چشم پوشى از برترين ياوران است و مرگ را بسيار ياد آرى و خويشتن را به [مجازات] خداوند تهديد كنى و بترسانى كه پاكدامنى و نيروبخشى از جانب خداوند است. و لا قوّة إلّا باللَّه.
سپس حقوق كردار
١٠- و امّا حقّ نماز آن است كه بدانى به راستى نماز رهسپارى به سوى خداست و تو در محضر خداى ايستادهاى؛ پس چون بر اين [مطلب] دانا شدى در جايگاه بنده خوار مشتاق ترسان اميدوار درمانده گريان باشى