تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٧ - سخنرانى أمير المؤمنين على
شريفترين بىنيازيها وانهادن آرزوهاست. شكيبايى، سپر نادارى است. آز، نشانه نياز است. تنگ چشمى، روپوش بدبختى است. دوستىورزيدن، خود يك نوع خويشاوندى است. مهربان نادار بهتر از ثروتمند ستمكار است. پند، پناهگاه كسى است كه آن را بپذيرد. هر كه نگاهش را آزاد گذارد، افسوس فراوان خورد.
هر كس بداخلاق باشد خانوادهاش از او دلگير گردد. هر كس به خواستهايش رسيد، گردن كشيد. كم باشد كه آرزو با تو راست گويد. فروتنى، لباس هيبت بر تو پوشاند.
گنجهاى روزى در گستردگى اخلاق نهفته است. هر كس كه حيا، جامه خود را بر او بپوشاند، عيبش از ديده مردم پوشيده ماند. گفتار را به اندازه دار؛ زيرا هر كس در گفتار اندازه نگاه دارد، هزينه او سبك درآيد. رشد نفس در سايه مخالفت با نفس [امكان پذير] است.
هر كس روزگار را شناخت از آمادگى روى برنتافت. هلا! همانا با هر جرعهاى، ناى گرفتنى است و با هر لقمهاى در گلو ماندنى. هرگز نعمتى را فراچنگ نياورى مگر آن كه نعمتى را از دست بدهى. براى هر چيزى، خوراكى است و براى هر دانهاى، خورندهاى است. تو نيز خوراك مرگ هستى.
اى مردم! بدانيد همانا آن كس كه روى زمين راه مىرود در واقع در دل زمين فرو مىرود و شب و روز با يك ديگر در ويران كردن عمرها در ستيزند. اى مردم! ناسپاسى نعمت، نشانه فرومايگى است. همنشينى با نادان، سبب بدبختى است. نرمگويى از بزرگوارى است. مبادا نيرنگ كنى كه آن از اخلاق مردم فرومايه است. هر جويندهاى، يابنده نيست و هر مسافرى بازآينده نيست. به آن كس كه تو را نخواهد، دل مبند. چه بسا بيگانهاى كه خويشاوندتر از خويشاوند است. پيش از سفر، بپرس همسفرت كيست و پيش از گرفتن خانه، ببين كه با كدام همسايه خواهى زيست.
عيب برادرت را بپوشان از آن رو كه آن را در خود سراغ دارى.
از لغزش دوستت درگذر به خاطر روزى كه دشمنت بر سرآيد. هر كه بر كسى خشم گيرد كه قدرت ضرر رساندن به او را ندارد، اندوه خود را زياد كرده و به خود آزارى پرداخته است. هر كه از پروردگارش بترسد دست از ستم بردارد. هر كه خوب را از بد تشخيص ندهد در شمار چهار پايان است.