تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٢١ - چون مأمون عباسى تصميم گرفت كه دخترش ام الفضل را به امام ابو جعفر محمد بن على الرضا
و هم چنين اگر خرگوشى يا روباهى را صيد نمايد، كفارهاش يك گوسفند است و به اندازه قيمت گوسفند نيز بايد صدقه دهد. و اگر كبوترى از كبوتران حرم را بكشد، بايد يك درهم صدقه بدهد و يك درهم نيز دانه براى كبوتران حرم تهيه نمايد و اگر جوجه كبوتر باشد نيم درهم و اگر تخم باشد يك چهارم درهم. و هر خلافى كه شخص محرم از روى ناآگاهى يا خطا مرتكب گردد كفاره ندارد جز شكار كه كفاره دارد خواه عالم باشد خواه جاهل، از روى خطا باشد يا از روى عمد. و هر خلافى كه برده مرتكب شود كفارهاش بر عهده صاحبش است و هر خلافى كه از كودك نابالغ سرزند كفارهاى ندارد و اگر بار دوم شكار كند [كفاره ندارد ولى] خدا از او انتقام خواهد كشيد. اگر شخصى در حال احرام شكار را به ديگرى نشان دهد و او آن را بكشد، كفاره بر عهده نشان دهنده است.
و آن كس كه اصرار دارد و توبه نمىكند، غير از پرداخت كفّاره، در آخرت عذاب نيز خواهد شد و اگر توبه كند، پرداخت كفّاره جبران نمايد و ديگر در آخرت عذاب نخواهد شد. و اگر شبانه از آشيانه از روى خطا شكار كرده كفّارهاى بر او نيست مگر آن كه قصد شكار داشته باشد؛ پس اگر عمدا شكار نمايد چه شب باشد و چه روز، كفّاره بر عهده اوست و آن كه در احرام حجّ است بايد كفّاره را در مكّه قربانى كند. [قبلا گفت در منى قربانى نمايد احتمالا اشتباهى در متن روايت رخ داده است]. راوى گويد:
مأمون دستور داد اين احكام را كه امام جواد ٧ فرمودند ثبت نمايند. سپس روى به خويشان نزديك خود كرد كه با اين ازدواج مخالفت مىورزيدند و گفت: آيا در ميان شما كسى بود كه چنين پاسخى گويد؟ گفتند: نه، به خدا سوگند نه ما مىتوانستيم و نه قاضى القضاة! و همچنين گفتند: اى امير مؤمنان، تو به حقيقت امر از ما داناتر بودى.
مأمون گفت: واى بر شما! آيا نمىتوانيد اهل اين خانواده از سنخ اين مردم نيستند؟ آيا نمىدانيد كه پيامبر خدا ٦ كه بيعت كودكان را نپذيرفت امّا بيعت حسن و حسين را كه دو كودك بودند قبول فرمود؟ آيا نمىدانيد پدرشان على ٧ در نه سالگى به پيامبر ٦ ايمان آورد و خدا و رسول خدا ٦ ايمان او را قبول كردند، در حالى كه ايمان هيچ كودكى مورد قبول واقع نشد؟ و پيامبر خدا ٦ هيچ كودكى را غير از او به اسلام فرا نخواند؟ آيا نمىدانيد كه اين خانواده از نژاد يك ديگرند و آنچه بر آخرين آنان جارى است همان است كه بر نخستين آنان جارى گشته است؟