تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٣ - نامه أمير المؤمنين على
كسى كه بردبارى ورزيد به بزرگوارى رسيد. هر كس در پى فهميدن رفت بر دانش خود بيفزود.
ديدار با نيكان مايه آبادى دلهاست. چندان كه روزگار با تو بسازد با آن بساز مبادا لجبازى- چون اسب سركش- تو را از جاى بركند. اگر به گناهى آلوده شدى زود آن را با توبه پاك ساز. به آن كس كه تو را امين دانسته خيانت مكن گرچه او به تو خيانت كرده باشد و رازش را فاش مكن گرچه راز تو را فاش كرده باشد. به اميد سود بيشتر، خطر را به جان مخر. طلب كن كه آنچه روزى توست به تو مىرسد. به بزرگوارى دريافت كن و به خوبى بخشش نماى و با مردم خوش گفتار باش. چه سخن جامع و حكيمانهاى است كه: آنچه براى خود مىپسندى براى مردم هم بپسندى و آنچه براى خود ناخوشايند مىدانى براى مردم نيز ناخوشايند بدانى. همانا كم اتفاق مىافتد كه تو از پشيمانى در باره شتابزدگى بر كسى در امان بمانى يا بر او برترى يابى.
بدان كه وفاى به پيمانها و دفاع از خانواده، نشانه بزرگوارى است. و روى برگرداندن، نشانه دشمنى است. بهانهگيرى بسيار نشانه تنگ نظرى است. اگر با مهربانى و خوشرويى، در بعضى موارد چيزى را از برادرت دريغ دارى بهتر است از اينكه با ترشرويى چيزى به او بدهى. حفظ ارتباط با خويشاوندان، نشانه بزرگوارى است. هر گاه تو با خويشاوندت قطع رابطه نمايى ديگر چه كسى مىتواند به ايجاد ارتباط با تو اميدوار باشد يا اعتماد به اين ارتباط نمايد؟! خوددارى از معاشرت يك نوع قطع رابطه است. چون برادرت با تو قطع رابطه نمايد، تو ايجاد ارتباط با او را بر خود هموار ساز و چون از تو رخ برتافت، تو با لطف و احوالپرسى ارتباط را برقرار ساز و چون بخل ورزيد، از بخشش دريغ مدار و چون دورى گزيد، تو نزديك شو و چون سختگيرى كرد، تو نرمش نشان بده و چون مرتكب خطايى شد، عذرش را بپذير، آنسان كه گويى تو بنده اويى و او ولى نعمت تو. ولى مبادا اين خوشرفتارى را آنجا كنى كه نبايد و يا در باره آن كس كه نشايد.
دشمن دوست را دوست خود مگير كه سبب دشمنى تو با دوست گردد. فريبكارى مكن كه آن از اخلاق فرومايگان است. وقتى كه برادرت را اندرز مىدهى- چه نيك و چه زشت- بايد بىغرضانه باشد و در هر حال ياور او باش و با او بچرخ، و كيفر برادرت را درخواست مكن گرچه خاكت به دهان پاشد. به دشمنت احسان كن كه براى پيروزى بر او نتيجه بخش است. با خوش اخلاقى خود را از شرّ مردم ايمن دار. جرعه خشم خود را اندك اندك فرو خور كه من جرعهاى شيرينتر از آن ننوشيدم و پايانى گواراتر از آن نديدم. برادرت را به محض شك و ترديد از پاى ميفكن و بدون گلايه از او مبر.