تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٤٧ - رساله امام سجاد
آنگاه خداى عزّ و جلّ براى اعمالت حقوقى را قرار داد پس براى نماز تو حقّى و براى روزه تو حقّى و براى صدقهات حقى و براى قربانىات حقى و براى [ديگر] عملكردهاى تو حقى بر عهده تو نهاد. سپس دايره حقوق از تو بيرون رفته و به ديگر صاحبان حقوق كه بر تو واجب شده، گسترش مىيابد و واجبترين آنها بر تو، حقّ امامان توست؛ سپس حقوق زير دستان تو و آنگاه حقوق خويشان توست؛ پس، از اين حقوق، حقوق ديگرى نشأت مىگيرد.
حقوق امامان تو سه حقّ است: واجبترين آنها بر تو، حقّ كسى است كه با سلطه [شرعى] خويش تو را اداره مىكند سپس حقّ كسى كه يادگيرى تو را بر عهده دارد و بعد، حقّ كسى كه مالك توست و هر سرپرستى، پيشواست، و حقوق زير دستان تو سه حقّ است: واجبترين آنها حق كسى است كه در زير سلطه و فرمان توست، سپس حق كسى كه دانش آموخته توست؛ پس به راستى نادان زير دست داناست و حقّ كسى كه به زناشوئى يا بردگى، صاحب اختيار او هستى و حقوق خويشان بسيار است كه به اندازه نزديكى خويشاوندى مرتبط است، پس واجبترين آن حقوق بر تو، حقّ مادرت است سپس حقّ پدرت و بعد حقّ فرزندت و پس از آن حق برادرت و آنگاه حقّ نزديكتر، در خويشاوندى پس نزديكتر و بهتر [در ميان خويشان] پس بهتر، سپس حقّ مولايى كه به تو نعمت داده؛ سپس مولايى كه اكنون نعمت تو از جانب او جارى است؛ سپس حقّ نيكوكار به تو؛ سپس حق اذان گوى [و يادآور] نمازت سپس حقّ پيشنمازت سپس حقّ همنشينت سپس حقّ همسايهات پس آنگاه حقّ دوستت، سپس حقّ شريكت؛ سپس حقّ دارايى تو؛ آنگاه حق بدهكارت كه از او مطالبه مىكنى؛ بعد حق طلبكارت كه از تو طلب مىكند؛ سپس حقّ كسى كه با او نشست و برخاست دارى؛ پس از آن حقّ خصومتگرى كه بر عليه تو اقامه دعوى كرده؛ سپس حقّ خصومتگرى كه تو بر ضدّ او اقامه دعوى كردهاى؛ آنگاه حقّ كسى كه از تو مشاوره مىخواهد؛ سپس حقّ كسى كه به تو مشاوره مىدهد؛ پس از آن حقّ اندرز جوى تو؛ سپس حقّ اندرزگوى تو؛ آنگاه حقّ بزرگسالتر از تو؛ بعد حق خردسالتر از تو؛ سپس حقّ كسى كه از تو چيزى مىخواهد؛ سپس حقّ كسى كه تو از او چيزى مىخواهى؛ بعد حقّ كسى كه از جانب او به گفتار يا كردار بر تو، بدى رفته است، و يا به گفتار و يا كردار بر زيان تو شادى نموده، خواه عمدى باشد يا غير عمدى؛ سپس حقّ تمام هم كيشان تو؛ آنگاه حقّ كافران ذمّى [كه در كشور اسلامى هستند]؛