تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٣١ - وصيت أمير المؤمنين على
عرض كردم: حقيقت چيست؟ فرمود: تصديق قلبى و اينكه در نظر بگيرد به گناهى كه از آن استغفار نموده باز نگردد.
كميل عرض كرد: اگر چنين روشى در پيش گرفتم از استغفاركنندگان خواهم بود؟
فرمود: نه! كميل عرض كرد: پس اين چگونه است؟
فرمود: براى آن كه تو هنوز به ريشه استغفار نرسيدهاى.
كميل عرض كرد: پس ريشه استغفار چيست؟
فرمود: برگشت به توبه از گناهى كه از آن استغفار نمودى و آن نخستين درجه عابدان است و ترك گناه.
استغفار شش معنى دارد: نخست، پشيمانى بر آنچه گذشت؛ دوم، تصميم هميشگى بر عدم بازگشت به آن گناه؛ سوم، اينكه حقوق مردم را كه بين تو و آنان است ادا كنى؛ چهارم، اينكه حقّ الله را در هر واجبى به جاى آورى؛ پنجم، آن كه گوشتى را كه از ناروا و حرام بر پيكرت روييده، آب كنى تا پوستت به استخوانت بچسبد و ميان پوست و استخوان گوشت تازه برويد و ششم، جسم خود را رنج طاعت بچشانى، همچنان كه بر او لذّت گناه را چشانده بودى.
وصيت أمير المؤمنين على ٧ به پسرش امام حسن در هنگام وفاتش آنچه در گنجايش اين كتاب بود از آن برگرفتيم
اين است آنچه على بن ابى طالب ٧ بدان وصيت كرده: مؤمنان را سفارش نموده است به گواهى دادن به اينكه خدايى جز خداوند نيست، تنهاست و شريكى ندارد و اينكه محمّد بنده و فرستاده اوست، او را به رهبرى و دين حقّ فرستاده تا بر تمامى اديانش پيروزش نمايد هر چند خوشايند مشركان نباشد و خدا بر محمّد درود و سلام فرستد. سپس: «نماز من و عبادتهاى من و زندگانى من و مرگ من همه براى خدا، پروردگار جهانيان، است كه او را انبازى نيست و مرا به اين آيين فرمان دادهاند و من نخستين مسلمانم» [سوره انعام (٦)، آيه ١٦٢ و ١٦٣].