تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٩ - و اما حق خويشاوندى
و بر از دست رفتن دارايىاش [كه به تو قرض داده]، برخورد ناپسند [خودت را] ميفزاى؛ چرا كه اين رفتار، پست پيشهگى است. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٦- و امّا حقّ آن كس كه با او نشست و برخاست دارى اين است كه او را فريب ندهى و با او ناراستى نكنى و به او دروغ نگويى و مكر نورزى و در راه دوستت همچون دشمنى كه بىملاحظه است، سنگ اندازى نكنى و چون به تو اعتماد كرد تا توانى برايش تلاش نمايى و بدانى كه مكرورزى با كسى كه به تو اطمينان نموده بسان خوردن رباست. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٧- و امّا حقّ خصمى كه بر عليه تو اقامه دعوى كرده اين است كه اگر اقامه دعوى او به درستى است، دليلش را نقض و ادعايش را بىاثر مكنى و به سود او، دشمن خودت گردى و بر آن داورى كنى و بدون شهادت گواهان، بر حقّ او گواهى دهى؛ چرا كه اين گونه رفتار حقّ خدا بر توست و چنانچه، ادعاى او نادرست بود، با او مدارا كنى و [از كرده خود نزد خدا] بيمناكش سازى و به دين خودش سوگندش دهى و با ياد آورى خداوند، گران رفتارى او را درهمشكنى و خود سخن بيهوده و ناصواب را وارهانى كه اين بيهودهگويى نه تنها دشمنورزى خصم تو را باز ندارد بلكه تو را به گناه او گرفتار كند و شمشير عداوتش را بر تو تيز كند؛ چرا كه سخن ناپسند شرّ را برانگيزد و سخن پسند شرّ را براندازد. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٨- و امّا حقّ خصمى كه تو عليه او اقامه دعوى كردهاى اين است كه اگر عليه او به درستى اقامه دعوى كردهاى، براى بيان ادعاى [خودت] پسنديده سخن بگويى؛ زيرا شنيدن [و تحمل] ادعا برخوانده [آن كس كه عليه او ادعايى شده] سخت مىباشد و دليل خويش را با نرم رفتارى و مداراگونهترين حالت و واضحترين گفتار و نيكوترين روش بيان كنى و او با درگيرى و قيل و قال، تو را از دليلت دور نسازد آن گونه دليلت از دست رود و ديگر نتوانى به دست آورى. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٩- و امّا حقّ آن كس كه جوياى تدبير و نظر توست اين است كه اگر تدبير نيكويى يافتى در پند دهى به او تلاش كنى.