تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٧ - و اما حق خويشاوندى
٣٢- و امّا حقّ دوست اين است كه تا آنجا كه مىتوانى با او نيك برخورد و نيكو رفتار باش و چون نتوانستى از انصاف خارج نشو و ارجمندش دار آنسان كه تو را ارج مىنهد و نگاه دارش آن گونه كه نگاهت مىدارد و در كارى پسند، بر تو پيشى نگيرد و چون پيش افتاد، جبرانش كن و در دوستى در خور او كم كارى نكن، پند دهى و نگهدارى و مدد بر بندگى پروردگارش و يارى دهى بر ترك نافرمانى خدايش را برخوردت لازم بدان؛ آنگاه بر او رحمت باش و نه زحمت. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٣- و امّا حقّ شريك اين است كه در نبودش، كارش را انجام دهى و چون باشد پا به پاى او، تلاش كنى و بدون توجه به خواسته او، تصميم نگيرى و بدون نظر خواهى از او، [خواستهات را] به انجام نرسانى و دارايىاش را نگهدارى و در فزون و اندك بر او خيانت نكنى چرا كه به ما رسيده: تا آن زمان كه دو شريك به يك ديگر خيانت نكنند دست [عنايت] خدا بر ايشان است. و لا قوّة الّا باللَّه.
٣٤- و امّا حقّ دارايى اين است كه آن را جز از راه پسند و روا برنگيرى و از آن جز در راه روا، استفاده نكنى و آن را به ناشايست نكشانى و از جايگاههايش، خارج مسازى و چون دارايى تو از آن خداست جز در راه و خواست او و سببى براى [نزديكى] به خداوند به كار مگيرى و دارايىات را به جاى خويشتن براى آن كس كه چه بسا سپاست ندارد، برنگزينى و نيكوست كه دارايىات را به وسيله نافرمانى و ترك اطاعت پروردگار، به ارث نگذارى كه وارث را بر نافرمانى خدا يارى رساندهاى و يا اگر وارث با دارايى تو، كارى شايسته و نيكو انجام دهد تا بدين وسيله، فرمان پذيرى خدا را بكند، وارث سود برد و تو گناه و حسرت و پشيمانى و پيامدهايش را به دنبال كشى.
٣٥- و امّا حقّ بستان كار تو اين است كه اگر توانگرى، طلبش را بدهى و برآورده سازى و او را بىنياز كنى و او را سر ندوانى و امروز و فردا نكنى؛ چرا كه پيامبر خدا ٦ فرمود: «امروز و فردا كردن توانگر در پرداخت بدهى ستم است» و اگر تهيدست بودى او را با نيك سخنى، خرسند نما و از او به نيكى فرصت بخواه و با خوش برخوردى او را، از خود بازگردان