تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٩٣ - صفت اسلام
و معنى اقرار، تصديق به فرمانبردارى است، پس از اين لحاظ ثابت شد كه تمام اقسام فرمانبردارى- كوچك و بزرگ- به يك ديگر پيوسته و مربوطند. و مؤمن از گستره صفت ايمان بيرون نرود مگر آنچه را كه مايه شايستگى ايمان است ترك نمايد.
همانا، نام و معناى ايمان سزاوار كسى است كه واجبات بزرگ را انجام دهد آن هم به طور پيوسته و گناهان كبيره را انجام ندهد و از آنها دورى نمايد. اگر كسى طاعتهاى كوچك را ترك كند و مرتكب گناه صغيره گردد از گستره ايمان خارج نمىشود و تا وقتى كه از طاعتهاى بزرگ چيزى را ترك ننمايد و مرتكب گناه كبيره نگردد، ترك ايمان نكرده است و تا هنگامى كه مرتكب چنين كارى نشده مؤمن به شمار آيد؛ زيرا خدا مىفرمايد: «اگر از گناهان بزرگى كه از آنها نهى شدهايد دورى گزينيد، بديهاى شما را از شما مىزداييم و شما را در جايگاهى ارجمند در مىآوريم». [سوره نساء (٤)، آيه ٣١] يعنى آمرزش غير از گناهان كبيره را شامل مىشود و اگر مرتكب يكى از گناهان كبيره شود براى تمام گناهان خود- بزرگ و كوچك- مورد بازخواست قرار گيرد و براى همه آنها كيفر بيند و عذاب گردد. اين است حقيقت و صفت ايمان وصف مؤمنى كه سزاوار ثواب و پاداش است.
صفت اسلام
امّا مفهوم صفت اسلام، پس آن عبارت است اقرار به تمام طاعات كه حكمش روشن و انجام دادن آن لازم است. پس اگر اقراركننده به طاعات، به ظاهر اعتراف كند، بدون آن كه در باطن به آن معتقد باشد باز هم مستحقّ نام مسلمانى و معناى آن است و سزاوار دوستى ظاهرى است و گواهى او نافذ است و احكام ارث در خصوص او جارى است و حقوقى كه مسلمانان از آن برخوردارند او نيز برخوردار باشد. اين است مفهوم صفت اسلام. و فرق ميان مسلمان و مؤمن اين است كه مسلمان در صورتى مؤمن به شمار آيد كه در باطن نيز به آنچه اظهار مىكند فرمانبردارى نمايد و اگر فقط در ظاهر اظهار اسلام نمايد، مسلمان است. و چون در ظاهر اظهار اسلام نمايد و در باطن نيز سرشار از فروتنى و تقرّبى آگاهانه باشد مؤمن به شمار آيد. پس بنده امكان دارد مسلمان باشد ولى مؤمن به شمار نيايد ولى امكان ندارد مؤمن باشد و مسلمان به شمار نيايد.