تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥١٣ - از سخنان امام باقر
و ازدواج با اين قوم بر ما حلال نيست و امّا شمشير بازداشتهشده [در نيام] بر سركشان [ضدّ حكومت اسلام] و اهل تأويل مىباشد. خداى مىفرمايد: «و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [باز] يكى از آن دو بر ديگرى تعدّى كرد با آن [طايفهاى] كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد». [حجرات، آيه ٩] هنگامى كه اين آيه فرود آمد رسول خدا [سلام خدا بر او باد] فرمود: به درستى كه از شما كسى باشد كه پس از من براى تأويل قرآن جنگد همان گونه كه من براى تنزيل [خود قرآن] جنگيدم. پس از پيامبر [سلام خدا بر او باد] پرسيده شد كه او كيست؟
فرمود: وصله زننده كفش كه مقصودش أمير المؤمنين ٧ بود؛ و عمّار ياسر گفت: من همراه رسول خدا سه بار زير اين پرچم جهاد كردم و اين چهارمين بار است. به خداى سوگند كه اگر ما را چنان بزنند كه به نخلستانهاى هجر برانند به يقين مىدانيم كه ما بر حقّيم و آنان بر باطل. و روش برخورد امير مؤمنان با آنان [كه با ايشان جنگيدند] همانند برخورد رسول خدا ٦ هنگام فتح مكه با مردمانش بود. چرا كه پيامبر كودكى از ايشان را به اسارت نگرفت و فرمود: هر آن كه درب خانهاش را ببندد در امان است و آن كس كه سلاحش را بر زمين افكند، در امان است و همان طور، امير مؤمنان در روز پيكار بصره، در ميان سپاهيان فرياد برآوردند كه فرزندانشان را به اسارت نگيريد و زخمىهايشان را نكشيد و فراريان را دنبال نكنيد و هر كه درب خانهاش را ببندد و سلاحش را بر زمين افكند در امان است.
و شمشير در نيام، شمشيرى است كه براى قصاص به كار رود. خداى عزيز و جليل فرمود: «جان در برابر جان و چشم در برابر چشم» [مائدة (٥)، آيه ٤٥] پس آن شمشير را، اولياء مقتول بركشند و حكمش با ماست.
اين بود شمشيرهايى كه خداوند، محمّد ٦ را با آنها برانگيخت؛ پس هر كس، آنها را يا يكى از آنها را يا چيزى از روشها و احكامش را دروغ شمارد، به راستى كه بر آنچه خداى تبارك و تعالى، بر پيامبرش، محمّد ٦، نازل كرده، كفر ورزيده است.