تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٨١ - و از گفتار امام رضا
و امّا چهارم، كه پيامبر ٦ همه مردم را از مسجدش بيرون كرد جز عترت [خويش] را، به طورى كه مردم زبان به شكوه گشودند و عبّاس [عموى پيامبر] شكوه كرد و گفت: اى رسول خدا! على را باقى گذاشتى و ما را بيرون كردى؟ رسول خدا ٦ فرمود: «من او را باقى نگذاشتم و شما را بيرون ننمودم بلكه خدا او را [در مسجد] باقى گذاشت و شما را بيرون فرمود» و اين قضيه آشكاركننده اين سخن پيامبر ٦ به على ٧ است كه فرمود: «منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسى است». علما گفتند: اين در كجاى قرآن است؟
ابو الحسن ٧ فرمود: من در اين مورد [آيهاى از] قرآن دارم كه براى شما مىخوانم.
گفتند: بياور. امام ٧ فرمود: سخن خداى عزيز و جليل كه: «و به موسى و برادرش وحى كرديم كه شما دو تن، براى قوم خود در مصر خانههايى ترتيب دهيد و سراهايتان را روبروى هم قرار دهيد». [يونس (١٠)، آيه ٨٧] در اين آيه شأن و مقام هارون نسبت به موسى و همچنين شأن و مقام على ٧ نسبت به رسول خدا ٦ [بيان شده] است. و همراه اين، دليل آشكار ديگرى در سخن رسول خدا ٦ است، آن هنگام كه فرمود: «همانا اين مسجد براى جنب و حائض حلال نيست جز بر محمّد و آل محمّد». علما گفتند: اين شرح و اين بيان جز در نزد شما جماعت خانواده رسول خدا ٦ يافت نشود.
ابو الحسن ٧ فرمود: و چه كسى اين [فضيلتها] را براى ما انكار مىكند و حال آن كه رسول خدا ٦ فرمود: «من شهر دانشم و على درب آن. پس هر كه بخواهد كه به شهر دانش بيايد بايد از درش بيايد. پس در آنچه كه از فضيلت و شرافت و پيشى گرفتن و برگزيدگى و پاكى توضيح داديم و شرح نموديم غير از دشمن [سرسخت] انكار نكند و سپاس بر اين مقام براى خداى عزيز و جليل است. پس اين چهارمى.
و امّا پنجم: سخن خداى عزيز و جليل است كه «و حقّ خويشاوند را به او بده» [اسراء (١٧)، آيه ٢٦] امتيازى كه خداوند بزرگمند جبّار آنان را به آن اختصاص داده و آنان را بر امت برگزيده است، پس چون اين آيه بر رسول خدا فرود آمد فرمود: فاطمه را به نزدم بخوانيد، پس فاطمه را به نزدش خواندند و پيامبر ٦ فرمود: اى فاطمه! فاطمه گفت: اى رسول خدا، من در خدمت شمايم. پيامبر ٦ فرمود: به درستى كه فدك با اسب سواران و شترسواران سپاه به دست نيامده و آن ويژه من است نه مسلمانان ديگر