تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦١٩ - نامه امام صادق
و فرمودى: هر كس يكى از آنها را اسير نمايد سهم او از غنائم مردمان چنين و چنان است و هر كس يكى از دشمنان بكشد او را [پاداش] چنين و چنان است. راستش من دو تن از آنها را كشتهام و بر آن بيّنه [دو گواه عادل] دارم و يكى از دشمنان را اسير كردهام؛ پس اى پيامبر خدا، آنچه را بر خود واجب ساختهاى به ما ارزانى دار، آنگاه بنشست. پس از او، سعد بن عباده برخاست و عرض كرد: يا رسول اللَّه، مانعى از قبيل ترس از دشمن يا بىرغبتى به اجرت و كسب غنيمت بر سر راه ما نبود تا مانند رزمندگان براى دستيابى به غنائم اقدام كنيم، بلكه ترس ما از اين بود كه اگر از اطراف تو دور شويم [و به جمع آورى غنائم پردازيم] افرادى از لشكر مشركان بر تو حملهور شوند و چون تو را بىياور يافتند بر تو هجوم آورند و آسيبى به وجود مبارك رسانند.
اينك اگر به اين رزمندگان آنچه مىخواهند بدهى، رزمندگان ديگر [كه به جمعآورى غنائم نپرداختند] دست خالى و بىنصيب از غنيمت به مدينه بر مىگردند، آنگاه بنشست. سپس همان انصارى برخاست و همان سخنان خود را تكرار كرد، آنگاه بنشست. هر يك از آن دو، سه بار سخنان خود را تكرار كردند. پيامبر ٦ روى از آنان بگردانيد و در اين هنگام خداى عزّ و جلّ اين آيه را نازل فرمود: «از تو در باره انفال مىپرسند» [سوره انفال (٨)، آيه ١] و انفال نامى فراگير بود براى آنچه در آن روز به دست آورده بودند، مانند گفته خدا: «آنچه خدا از دارايى ساكنان آن قريهها عايد پيامبرش گردانيد ...» [سوره حشر (٥٩)، آيه ٦] و نيز اين آيه «و هر چه به چنگ آرى» [انفال (٨)، آيه ٤٢] و نيز اين آيه: «بگو: انفال اختصاص به خدا و پيامبر او دارد». [سوره انفال (٨)، آيه ١] به اين طريق، خداوند آن را از دست آنان خارج نمود، و از آن خود و پيامبرش ساخت و آنگاه فرمود: «پس از خدا پروا داريد و با يك ديگر سازش نماييد و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد». [سوره انفال (٨)، آيه ١] چون پيامبر ٦ به مدينه بازگشت، خدا اين آيه را فرو فرستاد: «و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و از آن خويشاوندان او و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حقّ از باطل]- روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل كرديم، ايمان آوردهايد».
[سوره انفال (٨)، آيه ٤١].
امّا اينكه فرمود: «اختصاص به خدا دارد» به اين معنى است انسانى مىگويد:
اين از براى خداست و براى توست كه سهم مخصوصى براى خدا از آن برداشته نمىشود.
پس پيامبر ٦ آن غنيمتى را كه به دست آورده بود به پنج سهم تقسيم كرد و سهم خدا را براى خود برداشت تا نام خود را با آن زنده نگهدارد و پس از خود آن را به ارث گذارد و سهمى هم از آن به خويشان خود از فرزندان عبد المطلب داد