تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٢٩ - فرمايش أمير المؤمنين على
حال آن كه، من هر روز يك بار به حضورش شرفياب مىشدم و با من خلوت مىكرد و هر چه مىخواستم از ايشان سؤال مىكردم. همه اصحاب پيامبر مىدانستند كه فقط با من چنين مىكند و با هيچ كس ديگر چنين شيوهاى را در پيش نگرفته است.
چه بسا كه ايشان خود به خانه من تشريف مىآورد و چون به منازل او مىرفتم با من جلسه خصوصى برگزار مىكرد و از زنان خود مىخواست تا ما را تنها بگذارند و آنجا را ترك نمايند و جز من كسى آنجا نمىماند. هر وقت سؤال مىكردم به من پاسخ مىداد و هر وقت سؤالات من تمام مىشد و خاموش مىشدم ايشان آغاز سخن مىكرد. آيهاى بر پيامبر ٦ نازل نشد نه در شب و نه در روز، نه در باره آسمان و زمين، نه دنيا و آخرت، نه بهشت و دوزخ، نه كوه و دشت، و نه نور و ظلمت جز اينكه آن را بر من فرو خواند و به من ديكته كرد تا آنها را به دست خود نوشتم و تأويل، تفسير، ناسخ، منسوخ، محكم، متشابه، خاصّ و عامّ قرآن را به من آموخت و يادم داد كه در كجا نازل شده و در باره چه نازل گشته تا روز رستاخيز.
فرمايش أمير المؤمنين على ٧ در باره پايههاى دين و حقيقت توبه و استغفار ما آن را خلاصه كرديم
كميل بن زياد گفت: از أمير المؤمنين ٧ پرسيدم: پايههاى دين اسلام چيست؟
فرمود: پايههاى دين اسلام هفت چيز است: نخستين پايه آن، عقل است كه بنياد شكيبايى است و دومين، آبرودارى و راستگويى، سومين، تلاوت قرآن در جاى خود، چهارمين، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا؛ پنجمين، رعايت حقّ آل محمّد ٦ و شناختن ولايت آنان، ششمين، رعايت حقّ برادران و حمايت از آنان و هفتمين، حسن همجوارى با مردم. كميل گويد: عرض كردم: يا أمير المؤمنين! بندهاى مرتكب گناه مىشود و از آن استغفار مىنمايد، حدّ استغفار چيست؟ فرمود: اى پسر زياد، حدّ استغفار توبه است. عرض كردم: همين؟! فرمود: نه! عرض كردم: پس چگونه است؟ فرمود: هر گاه بنده مرتكب گناه شد بگويد: استغفر اللَّه! و بجنباند.
عرض كردم: منظور از جنباندن چيست؟ فرمود: منظور حركت دادن دو لب و زبان است به قصد آن كه حقيقت دنبالش باشد.