تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٣٥ - ارايه دليل روشنگر امام صادق
سلمان وقتى كه سهم سالانه خويش را از بيت المال مىگرفت، به اندازه مخارج يك سال- كه او را به سال ديگر برساند- بر مىداشت. به او گفتند: اى سلمان! تو با اين همه زهد و تقوى در فكر ذخيره سال هستى؟ شايد همين امروز يا فردا بميرى و به آخر سال نرسى؟ او در پاسخ گفت: چرا شما به همان اندازه كه براى مرگ من نگرانيد به زندگى من اميد نداريد؟ اى نادانها شما از اين نكته غافليد كه نفس انسان اگر به مقدار كافى تأمين نباشد كه به آن اعتماد كند، در طاعت حقّ سستى نمايد و چون به قدر كافى تأمين شد آرام مىگيرد [و با فكر آسوده به طاعت حقّ مىپردازد]. امّا ابو ذر- كه خدا از او خشنود باد- چند شتر و چند گوسفند داشت كه شير آنها را مىدوشيد و از آن استفاده مىكرد و هر گاه احساس مىكرد خانوادهاش ميل به خوردن گوشت دارد يا برايش مهمان آمده، از آنها يكى را سر مىبريد و گوشت آنها را مورد استفاده قرار مىداد و اگر مىديد ساكنان آبگاهى كه شتران و گوسفندانش در آن مىچريدند نياز شديد دارند از آن شترها و گوسفندها به اندازهاى كه ميل و نياز آنها را به گوشت برآورده سازد، سر مىبريد و ميان آنها تقسيم مىكرد و براى خودش نيز برابر ديگران سهمى در نظر مىگرفت. چه كسى از اينان زاهدتر بود؟ پيامبر ٦ در باره آنان آنچه گفتنى بود گفته است [و شما آن مطالب را مىدانيد]، هيچ گاه اين دو كارشان را به آنجا نرساندند كه به نام زهد تمام دارايى خود را از دست بدهند؛ چنانچه شما امروز به مردم دستور العمل صادر مىكنيد كه كالاها و چيزهاى خود را دور بريزند و ديگران را بر خود و خانواده خود مقدّم دارند.
اى جماعت! بدانيد كه شنيدم پدرم از پدر و اجدادش نقل مىكرد كه پيامبر خدا ٦ روزى فرمود: «من از چيزى در شگفت نشدم مانند شگفتىام از حال مؤمن كه اگر كارش به جايى رسد كه اگر بدنش را با قيچى قطعه قطعه كنند برايش خير و سعادت خواهد بود و اگر هم ملك شرق و غرب به او داده شود باز برايش خير و سعادت باشد و هر چه خداى عزّ و جلّ با او كند برايش خير و سعادت است».
نمىدانم همين مقدار كه امروز براى شما گفتم كافى و اثر گذار است يا بر آن بيفزايم؟ آيا شما هيچ مىدانيد كه خداوند- جلّ اسمه- در صدر اسلام [آن هنگام كه عده مسلمانان كم بود] بر مؤمنان واجب كرده بود كه هر مؤمن در برابر ده نفر كافر ايستادگى نمايد و اگر فرار مىكرد جرم و تخلّف به شمار مىآمد