تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧٥ - سخنرانى أمير المؤمنين على
عدل را چهار شاخه است: فهم دقيق، دانش عميق، شكوفايى حكم و گلستان بردبارى. هر كه خوب فهميد، همه علوم را روشن و تبيين نمايد و هر كه به حكم شناخت دارد گمراه نشود و هر كه بردبارى را شعار خود سازد، در كارها تقصير نكند و در ميان مردم با نيكنامى زندگى نمايد.
جهاد را چهار شاخه است: امر به معروف، نهى از منكر، پايدارى در جبههها و كينهورزى با تبهكاران. پس هر كه امر به معروف نمايد پشت مؤمن را استوار سازد و هر كه نهى از منكر كند پوزه كافران را بر خاك مالد و هر كه در جبههها پايدارى نمايد آنچه را بر عهده داشته به انجام رسانده و هر كه با تبهكاران كينه ورزد به خاطر خدا خشمگين گشته و هر كه به خاطر خدا خشمگين گردد و خدا نيز به خاطر او [بر دشمنانش] خشم گيرد. اين است ايمان و پايهها و شاخههاى آن.
كفر بر چهار پايه استوار است: تبهكارى، زيادهروى، شك و شبهه تبهكارى را چهار شاخه است: جفاكارى، كوردلى، غفلت و گردنكشى.
پس هر كه جفا كند حقّ مؤمن را كوچك شمارد و با فقها دشمنى ورزد و بر گناه بزرگ پافشارى نمايد. و كسى كه كوردل باشد ياد خدا را به فراموشى سپارد و بىشرمى پيشه سازد و با آفريدگارش بستيزد و شيطان او را به ستوه آورد. و هر كه غافل باشد بر خود جنايت كند و خود را واژگون سازد و گمراهى خود را رهيابى پندارد و آرزوها او را فريب دهند و چون كار از كار گذشت و پرده از ديدگان او برافتد، دچار حسرت شود و از جانب خدا به او آن رسد كه گمان نمىبرد. هر كه از فرمان خدا سرپيچى نمايد به شك دچار گردد و هر كه دستخوش شك شد خداوند بر او بزرگى كند. سپس با قدرت خود او را خوار گرداند و با جلال و شكوه خويش وى را حقير سازد، همان طور كه در زندگى خويش كوتاهى كرده و به پروردگار خود مغرور گشت.
زيادهروى را چهار شاخه است: مو شكافى [در امور بيهوده]، ستيزهجويى، كج دلى، ناسازگارى، هر كه [در امور بيهوده] موشكافى نمايد به حقّ راه نيابد و جز غرقه شدن در گردابها سودى نبرد. از فتنهاى به در نيايد مگر آن كه فتنه ديگرش فرا گيرد.