تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧٧ - سخنرانى أمير المؤمنين على
لذا او در امور آشفتهاى غوطهور گشته است. مردمى كه با يك ديگر ستيزه و دشمنى كنند ترس و يأس بر آنها سايه افكند و كارشان در اثر لجاجت طولانى مضمحل شود. هر كه كج دل شد نيكى را بدى و بدى را نيكى پندارد و سرمست گمراهى شود. هر كه ناسازگارى كند راههايش نامعلوم و كارش پيچيده شود و راه بيرون شدن بر او تنگ آيد. هر كه جز به راه مؤمنان رود سزايش آن كه از دين خود دست بردارد.
شك را چهار شاخه است: جدال، ترس، دودلى و خودباختگى.
اهل جدال به كدام يك از نعمتهاى پروردگارت جدال كنند؟ هر كه از كارهايى كه در پيش دارد بترسد، پيوسته واپس ماند و هر كه به ترديد و دودلى گرفتار آيد [در راه بماند] تا گذشتگان بر او پيشى گيرند و آيندگان به او برسند و پايمال سمهاى شياطين شود و هر كه به هلاكت دنيا و آخرت تن در دهد، هم در دنيا هلاك شود و هم در آخرت و هر كه از آن نجات يابد. اين توفيق را در سايه يقين يابد.
شبهه را چهار شاخه است: دل باختگى در برابر آرايش [دنيا]، وسوسه نفس، توجيه كجى و جلوه دادن باطل به صورت حقّ. و اين براى آن است كه آرايش از ديدن حقيقت ممانعت مىكند و وسوسه نفس [انسان را] به وادى شهوت پرتاب مىنمايد و كجى صاحب خود را سخت به بيراهه مىبرد و جلوه دادن باطل به صورت حقّ، تيرگيهايى است كه روى هم انباشته مىشود. اين است كفر و پايهها و شاخههاى آن.
نفاق را چهار شاخه است: هوس، سهل انگارى [در امور دينى]، خشم و طمع.
هوس، خودش چهار شاخه دارد: ستم، تجاوز، شهوت و عصيان. هر كه ستم كند گرفتارى او زياد شود و تنها ماند و دشمنانش بر او پيروز شوند. هر كه تجاوز كند از شرارتها و بدىهايش ايمن نماند و آرامش دل نصيبش نشود. هر كه از شهوت بركنار نباشد در درياى افسوس فرو رود و هر كه از روى عمد عصيان نمايد، بدون هيچ عذر و دليلى گمراه شود.