تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤١ - سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على
٩- ترس همراه نوميدى است و شرم موجب بىبهرگى است و حكمت گمشده مؤمن است كه بايد در طلب آن باشد گرچه در دست افراد بد باشد.
١٠- اگر حاملان علم، دانش را درست حمل كنند، خدا و فرشتگان و مردمان فرمانبردار الهى، آنان را دوست دارند؛ ولى آنان براى دست يافتن به دنيا آن را به دوش كشيدند و خدا آنان را دشمن گرفت و نزد مردم خوار شدند.
١١- برترين عبادت، صبر و خاموشى و انتظار فرج است.
١٢- همانا بدبختىها را سرانجامى است كه بايد سپرى شود پس اگر بر سر يكى از شما سايه انداخت بايد بدان سر فرود آرد و شكيبايى پيشه سازد تا بگذرد؛ زيرا چارهجويى به هنگام روى آوردن بدبختىها، سبب فزونى وخامت آنها گردد.
١٣- أمير المؤمنين ٧ به مالك اشتر، فرمود: اى مالك! اين سخن را از من بشنو و به خاطر بسپار. اى مالك، جوانمردى آن كس كه يقينش آسيبپذير است، كم ارزش است. و هر كه طمع به خود راه دهد خويشتن را خوار گرداند. و هر كه سختى حال [مشكلات زندگى] خود را به ديگران بازگو نمايد تن به ذلّت داده است. هر كه ديگران را از راز خود آگاه ساخته، خود را نزد خويشتن پست نموده است.
هر كه اختيار خود را به دست زبانش بسپارد خود را هلاك ساخته است. حرص شديد كشتارگر قدر و مقام است. هر كه به كارهاى گوناگون پردازد از همه آنها محروم مىماند. تنگ نظرى، ننگ است و ترس، نقص است. پارسايى، سپر [نگهدارنده] است. سپاسگزارى، ثروت است. شكيبايى، دليرى است. بىچيز، در ديار خود نيز غريب است. تنگدستى، زبان تيز هوش را از كار بيندازد تا جايى كه از آوردن برهان باز ماند. بهترين همنشين خشنودى است. ادب، لباسهايى بود نو و چشمنواز. پايه مرد، به خرد اوست و سينه خردمند گنجينه راز اوست. پايدارى، دور انديشى است. انديشه، آينه صاف و روشنى است. بردبارى، سرشتى است ارزشمند. صدقه، دارويى است شفابخش. اعمال بندگان در اين جهان، مقابل چشم آنها خواهد بود در آن جهان.
عبرت گرفتن، هشداردهندهاى است شايسته. گشادهرويى، دام دوستى است.
١٤- شكيبايى نسبت به ايمان چون سر است نسبت به تن؛ پس هر كه شكيبايى ندارد، ايمان ندارد.