تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٧٥ - پاسخهاى امام هادى
و اگر نتوانست شناسايى نمايد آن گله را دو قسمت كند و ميان آن دو قسمت قرعه كشد، چون قرعه به نام يكى از آن دو افتاد، قسمت ديگر رهايى يابد، سپس قسمت باقى مانده را دو دسته نمايد و ميان آن دو نيز قرعه كشد و همين طور قرعه كشى ادامه ده تا اينكه فقط دو گوسفند بماند در اين هنگام بين آن دو قرعه كشد و قرعه به نام هر كدام درآمد او را ذبح كند و بسوزاندنش و بقيّه گله رهايى يابند.
١٠- امّا قرائت [حمد و سوره] به صداى بلند در نماز صبح، به اين دليل است كه پيامبر ٦ آن را در تاريكى شب [اول وقت نماز صبح] مىخواندند و قرائتش از نمازهاى شبانه به شمار آمده است.
١١- امّا در باره سخن على ٧ كه فرمود: «قاتل ابن صفيّه را به دوزخ بشارت ده» بر اساس فرمايش پيامبر ٦ بوده است و ابن جرموز [قاتل زبير] جزو خوارج بود كه در جنگ نهروان خروج كردند. لذا على ٧ او را در بصره نكشت، چون مىدانست او در شورش فتنه انگيز خوارج در نهروان كشته خواهد شد.
١٢- اما اينكه گفتى: على ٧ اهل صفّين را چه در حال هجوم و چه در حال فرارشان مىكشت و اجازه داد مجروحان را نيز بكشند، ولى در جنگ جمل فرارى را تعقيب نمىكرد و اجازه كشتن مجروحان را نمىداد و هر كس اسلحه خود بر زمين مىنهاد در امان بود و هر كس درون خانه خود مىرفت باز در امان بود؛ [در پاسخ بايد گفت] اين حكم از آن جهت بود كه رهبر و فرمانده اهل جمل كشته شده بود و پشتيبانى نداشتند كه بدان باز گردند [و طبق دستور او جنگ را ادامه دهند] و در واقع مردم بدون آنكه قصد ادامه جنگ را داشته باشند، يا مخالفتى ورزند و يا اختلافى ايجاد نمايند، به خانههايشان بازگشتند و همين قدر راضى بودند كه شمشير از آنها برداشته شود [در اين شرايط حكم] برداشتن شمشير از آنان و خوددارى از آزارشان بود؛ زيرا آنها هيچ گونه كمكى براى ادامه جنگ درخواست نكردند، ولى اهل صفّين به وسيله يك ستاد آماده و رهبرى كه براى آنها سلاح و زره و نيزه و شمشير مهيّا مىكرد، پشتيبانى مىشدند و مالى فراوان به آنها مىبخشيد و از آنها پذيرايى مىنمود و از بيمارانشان عيادت به عمل مىآورد و استخوان شكسته آنان را شكستهبندى مىكرد و مجروحان را درمان مىنمود و مركب سوارى در اختيار پيادگانشان مىگذاشت و لباس براى برهنگانشان مىداد و آنها را دوباره به جنگ و كشتار برمىگردانيد، پس براى همين على ٧ به اين دو گروه حكم واحد نداد؛ چون حكم در مورد محارب با يكتاپرستان را نيك مىدانست؛ آرى، اين را براى ايشان توضيح مىداد