تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٨٧ - از امام صادق
١٦٠- سفيان ثورى گفت: به خدمت امام صادق ٧ رسيدم و عرض كردم: مرا سفارشى نما كه پس از شما نگهش دارم. امام ٧ فرمود: اى سفيان! آيا نگه مىدارى؟
عرض كردم: آرى، اى زاده دختر پيامبر خدا. پس امام ٧ فرمود: دروغزن را جوانمردى و حسدورز را آسودگى و پادشاه را برادرى و فريبكار را دوستى و بدخوى را بزرگى و سرورى نباشد. آنگاه امام ٧ سكوت كرد. عرض كردم: اى زاده دختر پيامبر خدا [سفارشت را] بر من بيفزاى. پس امام ٧ فرمود: اى سفيان! بر خدا اطمينان نما تا عارف گردى. و به سهم خويش از جانب خدا خشنود باش تا بىنياز شوى. همان گونه كه با تو دوستى مىكنند با ديگرى دوستى نما تا ايمانت فزون گردد و با بدكار دوستى نكن كه [در اين صورت] از بدىهايش به تو مىآموزد و در كارت از بيمناكان از خداوند مشورت خواه؛ آنگاه امام ٧ سكوت كرد. عرض كردم: اى زاده دختر پيامبر خدا، [سفارشت را] بر من بيفزاى. پس امام ٧ فرمود: اى سفيان! هر كه بزرگى بدون چيرگى و سلطه بر او و كثرتى بىياور و شوكتى بىدارايى را خواهد پس مىبايست از خوارى نافرمانى خداى به فرازمندى فرمانبردارى از او منتقل شود.
آنگاه امام ٧ سكوت كرد. عرض كردم: از زاده دختر پيامبر خدا [سفارشت را] بر من بيفزاى. پس امام ٧ فرمود: اى سفيان! پدرم مرا به سه چيز ادب آموخت و از سه چيز بازداشت، و امّا آن سه چيز كه پدرم مرا به آنها ادب آموخت اين بود كه به من فرمود:
اى فرزندم، هر كه با بدكار همنشين شود سالم نماند و هر كه گفتارش را مهار نكند پشيمان گردد و هر كه به مكانهاى بد برود متهم شود. عرض كردم: اى زاده دختر پيامبر خدا پس آن سه چيز كه پدرت شما را از آنها بازداشته چيست؟ امام ٧ فرمود: از همنشينى با حسدورز بر نعمت [ديگران] و شادىكننده بر مصيبت [ديگران] و سخن چين، مرا نهى كرد.
١٦١- شش چيز در مؤمن نباشد: سختگيرى، بىخيرى، حسادت، لجبازى، دروغگويى و ستمگرى.
١٦٢- مؤمن بين دو هراس باشد: گناه گذشتهاى كه نمىداند خداوند در باره آن با او چه مىكند و عمر باقيماندهاى كه نمىداند در چه مهلكههايى گرفتار مىآيد. پس او شب را به صبح نمىرساند.