تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٠٥ - نقل شده است كه آن حضرت به جابر
با پشيمانى سخت و بخششطلبى بسيار، از گناهان پيشين، بازگرد.
با بازگشتى نيكو، خويش را در مسير نسيم رحمت و بخشش خداى قرار ده. براى بازگشت نيكو از دعاى خالص و زمزمههاى نيمه شبها، مددخواه، با زياد انگارى روزى اندك و اندك شمردن فرمانبردارى بسيار، به شكرگزارى بزرگ دست ياب، فزونى نعمت را با سپاس بسيار به كف آر.
با هراس از كف رفتن نعمت، به سپاس بزرگ نائل شو، با كشتن زياده خواهى، سرافرازى پيوسته را بجوى، ذلّت زياده خواهى را با عزت نوميدى [از مردم] دور ساز.
عزت نوميدى [از مردم را] در سايه همت بلند فراهم ساز، با كوتاهى آرزو، از اين سرا، توشه بردار، در هر فرصتى براى نزديك شدن به هدف تلاش نما، هيچ فرصتى نيكوتر از روزهاى فراغت همراه با تندرستى نيست. مبادا بدان چه اطمينان ندارى اعتماد كنى، به درستى كه براى بدى اعتيادى است چون عادت انسان به غذا.
آگاه شو كه به تحقيق هيچ دانشى چون سلامتجوئى نيست، نه سلامتى همچون سلامت دل، نه خردى همچون مخالفت با خواسته نفس، نه بيمى چون بيم بازدارنده [از عصيان]، نه اميدى همچون اميد يارى رساننده، نه فقرى همچون فقر دل، نه بىنيازىاى همچون بىنيازى دل، نه نيروئى همچون پيروزى بر خواستههاى نفس، نه نورى همچون نور يقين، نه يقينى همچون خرد انگاشتن دنيا، نه شناختى همچون خودشناسى، نه نعمتى همچون سلامتى، نه سلامتىاى همچون يارى رسانى توفيق، نه شرافتى همچون بلند همتى، نه دورى گزيدن از دنيا همچون كوتاهى آرزو، و نه حرصى مانند همنفسى (مسابقه) در درجات [اخروى]، نه عدلى همچون انصاف، نه تجاوزى همچون ستم، نه ستمى همچون موافقت با خواستههاى نفس، نه طاعتى همچون برپاداشتن واجبات، نه هراسى همچون اندوه، نه مصيبتى همچون نادانى،