تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٢٣ - سفارش امام كاظم
و چون گناهى مرتكب شده از خدا آمرزش جويد و به سوى خداوند بازگردد.
اى هشام! دنيا به شكل زنى چشم آبى بر حضرت مسيح ٧ مجسم شد، پس حضرت مسيح ٧ به او فرمود: چند شوهر كردهاى؟ او گفت: بسيار. آن حضرت پرسيد: و همه آنان تو را طلاق دادهاند؟ او گفت: نه بلكه همگى را كشتم. حضرت مسيح ٧ فرمود: پس واى بر شوهران باقى ماندهات، چطور از پيشينيان از خويش عبرت نمىگيرند.
اى هشام! به راستى نور تن در چشم است، پس چون چشم نورانى باشد تمام تن نورانى شود و همانا نور جان خرد است، پس چون بنده خردورز باشد به پروردگارش شناخت يابد و آنگاه كه به پروردگارش شناخت يافت نسبت به دينش بينا گردد و اگر شناختى به پروردگارش نداشته باشد دينى براى او پابرجا نماند و همان گونه كه تن جز با جان پابرجا نماند دين نيز جز با قصد راستين بجا نماند و قصد راستين جز با خرد پاينده نشود.
اى هشام! به راستى كشت در زمين هموار برويد و در سنگلاخ نرويد و همين طور حكمت در دل فروتن سكنى گزيند و در دل خودخواه ستمگر ساكن نشود؛ زيرا خداوند فروتنى را وسيله خرد و خودخواهى را وسيله نادانى قرار داد.
آيا نمىدانى هر كه سرش را به سقف بكوبد سرش را بشكند و هر كه سر فرود آورد سقف بر او سايه اندازد و در پناهش گيرد و همين طور هر كه در درگاه خداوند فروتنى نكند خداوند او را پايين آورد و هر كه در درگاه خداوند فروتنى كند خداوند او را بر فراز دارد.
اى هشام! چه زشت است تنگدستى پس از توانگرى و گناهكارى پس از عبادت و از آن زشتتر اين است كه عبادتكننده خدا، عبادت را وارهاند.
اى هشام! در زندگى جز براى دو كس سعادتى نباشد: شنوندهاى پذيرنده و دانايى گوينده.
اى هشام! چيزى برتر از خرد ميان بندگان تقسيم نشده است و خواب خردورز برتر از شبزندهدارى نادان است و خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت جز آن كه خردورز بود تا آنجا كه خردش از تلاش همه تلاشگران برتر بوده است