تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٥ - نامه أمير المؤمنين على
و از اندوههاى خود به نزد او شكوه نمايى و در كارهايت از او يارىجويى و رازهاى خويش را كه از مردم نهان مىدارى به او بگويى. آنگاه كليدهاى گنجينههاى خود را به دست تو سپرده؛ پس در خواهش اصرار كن تا در رحمت به رويت گشوده شود براى آن كه به تو اجازه خواهش كردن داده و هر زمان خواستى درهاى گنجينههايش را به دعا بگشاى و پافشارى نماى و اگر در اجابت خواسته تو دير كرد، نوميد مشو؛ زيرا بخشش به اندازه درخواست است و بسا كه در اجابت درخواست تو درنگ نمايد تا درخواست را طولانى كنى و از بخشش بيشتر او برخوردار شوى و چه بسا چيزى خواهى و به تو ندهد ولى بهتر از آن را در اين جهان يا در آن جهان به تو عنايت فرمايد؛ يا صلاح تو در آن بوده كه آن را از تو دريغ دارد. چه بسا چيزى از خدا طلبى كه اگر به تو ارزانى نمايد مايه تباهى دين تو گردد؛ پس همواره از خداوند چيزى بخواه كه نيكى آن برايت پايدار ماند و رنج و مشقت آن از تو دور باشد.
نه مال براى تو باقى ماند و نه تو براى مال باقى خواهى ماند. و همانا به زودى سرانجام پاداش نيك يا بد خويش را مىبينى يا خداوند بخشنده بزرگوار مورد عفو قرار مىدهد.
بدان كه تو براى آخرت آفريدهشدهاى نه براى دنيا؛ و براى نيستى نه براى جاودانه زيستى؛ و براى مردن نه براى زنده ماندن. همانا تو در منزلى هستى ناپايدار كه بايد از آن رخت بربندى. تنها روزى چند در آن خواهى زيست. راه تو راه آخرت است و تو شكار مرگى كه نه تو را از آن گريز است و نه گزير. در پى هر كه باشد- خواه و ناخواه- او را دريابد. از آن ترس كه گرفتارت سازد، در حالى كه تو سرگرم گناه باشى، به اين اميد كه پس از آن توبه خواهى كرد. ولى مرگ ميان تو و توبه حايل شود كه در اين صورت خود را تباه ساخته باشى.
پسر جانم! بسيار به ياد مرگ باشد و هجوم ناگهانى آن را به خاطر سپار و در انديشه پيشامدهاى پس از مرگ باش. مرگ را برابر خود بدار تا بر تو رسد و تو حذر از آن را گرفته باشى مبادا به ناگاهت در ربايد. بسيار ياد آخرت كن و آنچه از نعمت و عذاب دردناك در آن است؛ زيرا اين شيوه تو را به دنيا بىرغبت نمايد و آن را در چشم تو بىمقدار و كمارزش گرداند؛ چه خدا تو را از دنيا خبر داده و دنيا وصف خويش را با تو در ميان نهاده و از بديهاى خود پرده برگرفته است.