تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٣٣ - ارايه دليل روشنگر امام صادق
مگر نه اين است كه من با بخشيدن اعضاء و جوارح صحيح به تو زمينه كسب روزى در سايه سفر كردن را برايت فراهم كردهام؟! تو بايد ميان من و خودت براى كسب روزى در پيروى از فرمان من، عذرى بياورى تا سربار خانواده خود نباشى و من اگر خواستم به تو روزى خواهم داد و اگر خواستم [بر اساس مشيّت كلّى خودم] بر تو سخت خواهم گرفت، تو در اين صورت معذور خواهى بود [چون سعى و تلاش خود را براى تحصيل روزى به كار گرفته بودى]؛ مردى كه خداوند به او مال و ثروت فراوان داده و او با بذل و بخششهاى زياد آنها را از دست داده و بعد دست به دعا برداشته كه خدايا به من روزى ارزانى دار! خداوند در پاسخ او فرمايد: مگر من به تو روزى فراوان ندادم؟ چرا چنان كه دستور دادم در مصرف آن ميانهروى پيشه نكردى؟! مگر تو را از بذل و بخشش بىحساب نهى نكرده بودم؟! و [مورد آخر اينكه] مردى در مورد قطع رابطه با خويشاوندان، دست به دعا بردارد.
سپس خداوند راه و روش انفاق را به پيامبرش آموخت، زيرا حدود ٢٩ گرم طلا پيش پيامبر بود و او ميل نداشت كه شب نزدش بماند، لذا تمام طلاها را در همان شب به اين و آن صدقه داد و بامداد چيزى در بساط نداشت، در اين هنگام سائلى پيش او آمد و درخواست كمك مالى كرد و پيامبر چيزى نداشت به او بپردازد. سائل به ملامت او پرداخت و پيامبر ٦ كه بسيار مهربان و دلسوز بود از اين پيشامد- كه چيزى نداشت تا به آن سائل بدهد- خيلى ناراحت و غمناك شد. پس خداوند اين دستور العمل را براى پيامبرش به عنوان تأديب فرستاد: «و دستت را به گردنت زنجير مكن و بسيار هم گشاده دستى منما كه حسرت زده و ملامت زده بنشينى». [سوره اسراء (١٧)، آيه ٢٩].
مىگويد: همانا، گاهى كه مردم از تو چيزى خواهند و عذر تو را نپذيرند و اگر هر چه دارى بذل و بخشش نمايى به زيان مالى دچار آيى. اينهاست احاديثى كه از پيامبر رسيده و مؤيّد قرآن مىباشند و قرآن را نيز اهل آن كه مؤمنانند تأييد مىكنند.
چون هنگام مرگ ابو بكر به او گفتند: وصيّت كن. گفت: «يك پنجم مالم انفاق شود، يك پنجم نيز بسيار است و راستى كه خداوند به يك پنجم راضى شده». پس ابو بكر به يك پنجم مال خويش وصيّت نمود و حال آن كه خداى عزّ و جلّ اختيار يك سوم مالش را هنگام مرگ به دستش داده بود و اگر مىدانست بهتر اين است از تمام حقّ خود استفاده نمايد، به يك سوم وصيت مىكرد. سپس بعد از او، كسى را كه شما به فضل و زهد مىشناسيد، سلمان است و يكى هم ابو ذر- كه خدا از آن دو خشنود باد-،