تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٦٣ - و اما حق خويشاوندى
و زبان عدالت را برايت به سخن آورده و تمام دنيا را براى تو روا ساخته و تو را سرور خويش گردانيده و از بند، رهايت نموده و براى عبادت پروردگارت تو را آسوده گردانيده و براى آزادى تو كسرى دارايى را متحمل شده؛ پس بدان كه او پس از خويشانت در زندگى و مرگت از همه كس به تو نزديكتر است و در مدد و يارى و همكارى در راه خدا، از همه كس سزاوارتر است. پس تا او نيازمند توست، خويشتن را بر او ترجيح مده.
٢٦- و امّا حقّ آن كس كه تو او را آزاد كردهاى اين است كه بدانى به راستى خداوند تو را پشتيبان و نگهدار و ياور و پناهگاه او ساخته و او را دستاويز و سببى ميان تو و خويش قرار داده و نيكوست كه تو را از آتش دوزخ دور سازد. پس پاداش پشتيبانى تو در آخرت مىباشد و در اين دنيا اگر خويشاوندى نداشته باشد، به خاطر جبران مالت كه براى او صرف كردهاى و پس از پرداخت مالت، به انجام حقّش به پا خاستهاى، از او ارث مىبرى؛ پس اگر حقّش را به انجام نرسانى بيم آن مىرود كه ميراثش بر تو روا نباشد. و لا قوّة الّا باللَّه.
٢٧- و امّا حقّ آن كس كه به تو نيكى كرده اين است كه او را سپاس دارى و نيكىاش را ياد كنى و سخنى پسنديده را در باره او [در ميان مردم] شايع كنى و در خلوت ميان خويش و خداى سبحان، خالصانه دعايش كنى؛ چرا كه به راستى چون اين گونه كردى در نهان و آشكار، سپاسش گزاردهاى و سپس اگر توان جبران نيكى او را دارى، پس تلافى نما، و گر نه در صدد جبران باش و براى تلافى، خويش را آماده دار.
٢٨- و امّا حقّ اذان گو اين است كه بدانى او تو را به ياد پروردگارت مىاندازد و به نصيب و سهمت [از عبادت] فرا مىخواند و از برترين مددكاران تو در انجام وظيفهاى [نماز] است كه خداوند بر تو واجب نموده است پس او را بسان سپاسدارى از نيكوكننده بر تو، سپاسگزار و اگر در [نگاه كردن او] به خانهات [از روى مناره] به او بدبينى، نبايد در كار الهى او، بدو بدبين باشى و بدانى كه او بىترديد ارزانى خداوند بر توست؛ پس، در هر حال با شكرگزارى از پروردگار در مورد او، با نعمت خداوند، نيك رفتارى نما. و لا قوّة الّا باللَّه.