تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٥٧ - سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على
و به آنچه نزد خداست بيشتر رغبت نمايد. و سخت از خدا بترسد، كمتر از آنچه در نهان داده جلوه دهد و كمتر از آنچه مىداند بگويد، اينان سپردههاى خدا در شهرهاى خدايند كه در سايه اين بزرگواران از بندگان الهى دفع بلا شود، به طورى كه اگر يكى از ايشان بر خدا تعهّدى كند خدايش انجام دهد. پايان بخش دعوت و سخنانشان اين است كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ».
٦٠- رزق و روزى به كودنى سپرده شده و بىرزق و روزى ماندن به عقل و بلا و گرفتارى به شكيبايى.
٦١- أمير المؤمنين على ٧ در تسليت به اشعث بن قيس كه برادرش عبد الرحمن مرده بود چنين فرمود: اگر بيتابى نمايى حقّ عبد الرحمن است كه ادا كردهاى و اگر شكيبايىورزى حق الهى است كه ادا كردهاى؛ پس اگر در اين مصيبت شكيبايى پيش گيرى قضاى الهى بر تو رفته و تو قابل ستايشى و اگر بيتابى كنى قضاى الهى بر تو جارى گشته و تو قابل سرزنشى. اشعث گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».
أمير المؤمنين ٧ فرمود: مىدانى تأويل اين آيه چيست؟ اشعث گفت: تو پايان دانش و نهايت آنى! حضرت فرمود: امّا اينكه گفتى: «إنّا للَّه» اعتراف به ملك خداست و اينكه گفتى: «وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» اعتراف به مرگ و نابودى خود است.
٦٢- روزى حضرت على ٧ سوار شده و گروهى پياده او را همراهى مىكردند.
حضرت به آنان فرمود: آيا نمىدانيد كه سواره را پياده همراهى كردن مايه فساد سواره و موجب خوارى پياده است؟ باز گرديد! ٦٣- كارها بر سه گونهاند: كارى كه درستى آن بر تو آشكار است، پس پيرو آن باش و كارى كه گمراهى آن بر تو روشن است، پس از آن دورى گزين و كارى كه حكم آن بر تو مشكل است، پس آن را به كارشناسش بسپار.
٦٤- روزى جابر به أمير المؤمنين على ٧ عرض نمود: يا أمير المؤمنين امروز چگونه صبح كردى؟ حضرت در پاسخ فرمود: صبح كرديم در حالى كه نعمت الهى بر ما بىشمار بود و گناهان ما فراوان و نمىدانيم شكر كدام را به جاى آريم آيا شكر خوبيها و خوشناميهايى كه از ما معروف ساخته يا بر پرده پوشى بر زشتىهايى كه از ما رخ داده؟!