تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٤٣ - نامه امام هادى
و به او در برابر پيروى فرمانش وعده ثواب بزرگ داده و در صورت نافرمانيش تهديد به كيفر دردناك كرده است و اين بنده به مخالفت با اربابش برخاسته و گوش به امر و نهى او نداده و به فرمايشات او هيچ ارزشى قائل نشده بلكه مطابق دلخواه خود رفتار نموده و از هوى و هوس خود پيروى كرده است. و از طرف ديگر، ارباب نيز توان آن را ندارد كه او را وادار به اطاعت از دستورات خود نمايد، لذا اختيار امر و نهى خود را به او واگذار كرده و هر چه مطابق دلخواه خودش انجام دهد ارباب به آن راضى شده و از خواست خود دست برداشته است. با اين اوصاف، ارباب غلام زر خريد خود را دنبال كارى بفرستد و آن كار مورد نظر را نام ببرد ولى آن غلام زر خريد با ارباب خود مخالفت نموده و مطابق دلخواه و اراده خودش رفتار كند و چون بازگشته و ارباب ديده آنچه آورده است مورد نظر و خواسته او نيست، به غلام اعتراضى كرده كه چرا خلاف آن چيزى را كه از تو خواسته بودم آوردى؟ غلام زرخريد در پاسخ او گويد: چون مطمئن بودم كه تمام كار را به اختيار من واگذار نمودهاى كه هر چه دلم خواست طبق آن عمل نمايم من نيز مطابق دلخواه خودم عمل كردم، زيرا بر كسى كه از اختيار محض برخوردار است چيزى منع نشده است؛ بنا بر اين تفويض محال است.
آيا به همين سبب لازم نمىآيد كه: يا ارباب اين بنده توان آن را دارد كه بندهاش را به پيروى از امر و نهى خود وادار نمايد و به همان مقدار كه امر و نهىاش تحقّق يابد به وى توانايى دهد و چون دستورى به او داد يا او را از چيزى نهى كرد پاداش و مجازات آن را هم به او تفهيم نمايد و او را از مخالفت خود برحذر سازد و با بيان ويژگيهاى پاداش و مجازات او، را به اطاعت ترغيب كند تا آن بنده قدرت ارباب خود را كه به وسيله نيرويى كه براى امر و نهى و تشويق و توبيخ به او ارزانى داشته دريابد تا عدل و انصاف او شاملش گردد و حجّت او بر وى روشن شود؛ زيرا موارد عذر و هشدارهاى لازم را بيان كرده است؛ پس اگر آن بنده مطابق فرمان اربابش رفتار نمايد پاداشش دهد و اگر از موارد نهى او سر باززند مجازاتش نمايد، يا ارباب اين بنده توان آن را ندارد كه او را به پيروى از امر و نهى خود وادار كند، لذا كار بنده را به عهده خودش واگذار نموده خواه خوب رفتار كند و خواه بد، خواه اطاعت نمايد و خواه اطاعت ننمايد. به هر حال، مگر چنين نيست كه ارباب از مجازات كردن او ناتوان است و قدرت آن را ندارد تا او را تحت فرمان خود درآرد؟ اثبات ناتوانى، نفى قدرت و انكار خداوندى اوست و مستلزم بطلان امر و نهى و پاداش و مجازات است و مخالف با قرآن نيز مىباشد، آنجا كه فرموده: