تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٧٩ - سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على
١٢٩- دوست را دوست نتوان گفت مگر آنگاه كه در سه جاى آبروى دوست خود را حفظ نمايد: هنگام گرفتارى، هنگامى كه حاضر نباشد و پس از وفات او.
١٣٠- به راستى، دل جاهلان را طمعها از جا بركند و آرزوها به گروگان گيرد و نيرنگها در بند كشد.
١٣١- هر گاه در كسى ديدم صفتى از صفات نيك در او ريشه دوانيده؛ از اينكه از ديگر صفات نيك بىبهره است چشم مىپوشم، اما هرگز بىخردى و بىدينى او را نمىتوانم ناديده بگيرم؛ زيرا جدا شدن از دين، جدا شدن از امنيّت است و زندگى در سايه ترس دلپذير نيست و بىخردى نيز مردن است و بىخرد فقط با مردگان قابل مقايسه است.
١٣٢- هر كس خود را [با رفتن به جاهاى تهمتانگيز] در معرض تهمت قرار دهد نبايد بدگمان به خويش را ملامت نمايد. و هر كس راز خود را نهان دارد اختيار خود را به دست دارد.
١٣٣- همانا خدا شش گروه را به خاطر شش صفت ناپسند عذاب كند:
عربها را به تعصّب داشتن، خانها را به تكبّر نمودن، فرمانروايان را به ستم كردن، فقيهان را به حسدورزيدن، بازرگانان را به خيانت نمودن و روستائيان را به جهل داشتن.
١٣٤- اى مردم! تقواى الهى را رعايت كنيد؛ زيرا استقامت در تقوا، آسانتر است از تحمّل عذاب خدا.
١٣٥- زهد در دنيا، كاستن از دامنه آرزوهاست و سپاسگزارى در برابر نعمتها و خوددارى از حرامهاست.
١٣٦- چون چيزها به همسرى يك ديگر درآمدند، تنبلى و درماندگى با هم همسر گشتند و فقر از آنها متولد شد.
١٣٧- هان! به راستى، روزها سه جورند: روزى كه گذشت و ديگر اميدى به [بازگشت] آن ندارى، روزى كه اينك در آنى ناگزيرى آن را سپرى سازى