تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٤٣ - سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على
١٥- شما در مهلتى هستيد كه دنبال آن مرگ است و به همراه شما آرزويى است كه مانع عمل است؛ پس فرصت را مغتنم شماريد و بر مرگ پيشى جوييد و آرزو را دروغ دانيد و كردار نيك را توشه آخرت سازيد.
آيا رهايى از مرگ يا پناهگيرى يا فرار از آن امكان پذير است؟! آيا گذرگاه و جاى مطمئن و پناهگاهى وجود دارد يا نه؟! پس تا كى دروغ پردازى نماييد؟! ١٦- شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم؛ زيرا آن آرمان هر جوينده اميدوارى است و مورد اعتماد هر فرارى پناهجويى است. تقوى را شعار دل سازيد و خدا را با اخلاص ياد نماييد تا بهترين زندگى را دريابيد و به وسيله آن راههاى نجات را بپيماييد. به اين دنيا، به همان چشم بنگريد كه پارسايان رويگردان آن در آن مىنگرند، زيرا به خدا سوگند، پس از اندك زمانى، كسانى را كه در آن، جا خوش كردهاند، بيرون مىراند و خوشگذران آسوده خاطر را به رنج و درد گرفتار مىسازد. به آنچه از آن رفت و پشت كرد، اميدى به بازگشتن نيست و آنچه در راه آمدن است كس نمىداند چيست تا انتظار آن را كشيد. آسايش آن به سختى گرايد و بقايش به نابودى انجامد.
شادى آن آميخته به اندوه است و درنگ در آن به ضعف و سستى كشاند.
١٧- خود بزرگ بينى از قدرت نمايى سرچشمه مىگيرد و قدرت نمايى از نازفروشى و نازفروشى از تكبّر، همانا شيطان دشمنى است آماده و حاضر كه به شما وعدههاى بيهوده دهد. به راستى، مسلمان برادر مسلمان است؛ پس يك ديگر را وامگذاريد و نام زشت بر هم ننهيد؛ زيرا احكام دين يكى است و راههاى آن هموار و مقصد رسان است؛ پس هر كه به آن عمل نمايد به مقصود رسد و هر كه از آن كناره گيرد نابود شود و هر كه آن را ترك نمايد از دين خارج شود. مسلمان چون سخن گويد دروغ پردازى ننمايد و چون وعده دهد تخلّف نكند و اگر چيزى به او سپارند خيانت نورزد.
١٨- عقل دوست صميمى مؤمن، بردبارى وزيرش، نرم رفتارى پدرش و خوشخويى برادرش است. خردمند سه چيز را بايد رعايت نمايد: قدر خود را بداند، زبانش را نگهدارد و زمانش را بشناسد. هان! به راستى، تنگدستى يك نوع بلاست و سختتر از تنگدستى، بيمارى تن است و سختتر از بيمارى تن، بيمارى دل است. بدانيد! به راستى، گشايش در مال از نعمتهاست و برتر از گشايش در مال، تندرستى است