تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٣٩ - فرمان أمير المؤمنين على
به هر حال؛ نبايد دورى تو از مردم به درازا كشد؛ زيرا فاصله گرفتن و دور شدن زمامداران از مردم خود، يك نوع تنگخويى نسبت به آنان و كم اطلاعى از كارهاست و نهان شدن زمامداران از مردم، آگاهى آنان را از واقعيتهاى جامعه امكان ناپذير مىسازد؛ آن وقت، بزرگ به ديده ايشان كوچك و كوچك بزرگ و زيبا زشت و زشت زيبا جلوه مىنمايد و حق و باطل به هم مىآميزند و همانا زمامدار انسان است و امكان ندارد به كارهايى كه مردم از نظر او پوشيده مىدارند، آگاه گردد. و خود سخن را هم نشانهاى نيست كه به وسيله آن راست از دروغ شناخته شود تا از دغلكارى در حقوق پشت پرده مصون باشد. و تو به هر حال يكى از دو كس خواهى بود. يا كسى كه نفس او در اجراى حقّ گشاده دست و سخاوتمند است، پس چرا بايد روى پنهان نمايى و از اداى حقّ واجبى كه بر دوش توست خوددارى كنى؟ يا با دارا بودن اخلاق بزرگوارانه در پرده مانى؟ يا مردى هستى كه هيچ درخواست و نيازى را برآورده نمىسازى؟ در اين صورت، مردم ديگر از تو چيزى درخواست ننمايند و از يارى تو نااميد شوند، در حالى كه نيازمنديهاى مردم بر تو رنجى در پى ندارد؛ چرا كه آنچه از تو مىخواهند يا شكايت از ستمى است يا درخواست رعايت عدالت در داد و ستدى است.
سپس بدان كه زمامداران را خويشاوندان و نزديكانى است كه در ايشان روحيّه سودجويى و چپاولگرى و كم انصافى است، پس تو ريشه آنان را با قطع اسباب آن صفات از بين ببر و به هيچ يك از اطرافيان و نزديكانت زمينى را به بخشش وامگذار و قراردادى به هيچ يك از آنان مسپار كه خسارت به همسايگانشان رسانند در سهمى كه از آب دارند يا كارى كه بايد مشترك به انجام رسانند و رنج و هزينه آن را بر ديگران بار مىكنند، تا لذّت و گوارايى نصيب آنان گردد ولى ننگ آن در دنيا و آخرت بر تو باشد.
هنگامى كه كارها جهت داورى، و صدور حكم به تو عرضه مىشود عدالت را مراعات كن. اجراى حقّ را در باره هر كه باشد، چه خويش و چه بيگانه، لازم بدار و در اين كار شكيبايى پيشه كن و اين شكيبايى را به حساب خدا بگذار. هر چند، در اجراى عدالت و بستگان تو را زيان رسد و تو چشم به سرانجام كاردار، هر چند تحمّل آن بر آنان سنگين آيد ولى سرانجامش دلنشين و پسنديده است.