تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٩ - نامه أمير المؤمنين على
لغزش آن كس كه در پناهگاه [علم و تقوى] است سختترين لغزشهاست. درد دروغگويى بد دردى است. ريخت و پاش، مال بسيار را نابود نمايد و ميانه روى، مال اندك را بسيار سازد. بىكسى خوارى است. نيكى با پدر و مادر از خوش سرشتى است. لغزشها در اثر شتابزدگى است. لذّت خوبى نيست آنچه به دنبالش پشيمانى است. خردمند آن كس است كه تجربهها به او پند آموزند. هدايت، كورى [دل] را بزدايد. زبانت سخنگوى عقل توست. با اختلاف، ائتلاف ميسّر نيست. از آداب خوش همسايگى، احوالپرسى از همسايه است. آن كس كه ميانه روست هرگز هلاك نشود. كسى كه زاهد است هرگز نيازمند نشود. رخساره هر مردى بيانگر باطن اوست.
بسا كسى كه كاوشگر مرگ خويش است. اطمينان را با اميد عوض مكن. نه هر چه ترسآور است زيان آور است. چه بسا شوخى كه به جدّى كشيده شود. آن كه از زمانه ايمن نشيند، خيانت آن بيند و هر كه بر زمانه بزرگى فرو شد، زمانه خوارش سازد و هر كه با او بستيزد وى را به خاك افكند و هر كه به او پناه برد، تسليمش نمايد. نه چنان است كه هر كه تيرى افكند به نشانه زند. چون سلطان دگرگون شود، روزگار دگرگون گردد. بهترين فرد خانوادهات كسى است كه تو را از ديگران بىنياز نمايد. شوخى مايه كينههاست. بسا آزمند گدا شود. سر لوحه دين درستى يقين است. تمامى اخلاص اجتناب تو از گناهان است. بهترين گفتار آن است كه كردار، آن را تصديق نمايد.
سلامت در استقامت است. دعا كليد رحمت است.
پيش از سفر، بپرس همسفرت كيست و پيش از گرفتن خانه ببين كه با كدام همسايه خواهى زيست. از دنيا در حال دل بركندن باش. هر كه بر تو جسارت نمايد تحمّل كن. هر كه از تو پوزش طلبد پوزشش را بپذير. مردم را مورد عفو قرار ده.
آنچه دل پسند كسى نيست به او مرسان. از برادرت پيروى كن هر چند او از تو نافرمانى نمايد، و پيوند خود را با او حفظ نما هر چند به تو جفا كند. نفس خود را به بزرگ منشى عادت بده و بهترين خلق و خوى را برايش انتخاب كن؛ زيرا خير به عادت است. مبادا سخن پليد بر زبان آورى يا سخن خندهدار گويى، هر چند آن را از ديگرى حكايت كنى. انصاف را خودت رعايت كن پيش از آنكه رعايت آن را از تو بخواهند. از مشورت با زنان بپرهيز كه سست رأىاند و در تصميمگيرى ناتوان. زنان را روى پوشيدهدار تا چشمشان به نامحرمان نيفتد؛ زيرا سختگيرى در پوشش، براى تو و آنان بهتر است.