تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٣٥ - نامه أمير المؤمنين على
نرمى كن با كسى كه با تو درشتى نمايد، باشد كه به زودى او نيز در برابرت نرم شود. چه زشت است بريدن پس از پيوستن، ستمكارى بعد از برادرى، دشمنى پس از مهرورزى، خيانت به كسى كه برايت امانتدارى كرده، نوميد كردن كسى كه به تو اميد بسته و پيمانشكنى با كسى كه به تو پناهنده شده است.
اگر قطع رابطه با دوستت بر تو چيره شد، در دلت جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى بازگشتن خواهد، بتواند. هر كس در باره تو گمان نيك برد، تو نيز با كارهاى نيك گمانش را به حقيقت پيوند ده. به اعتمادى كه بين تو و دوستت است حقّ دوستت را تباه مكن؛ زيرا كسى كه حق او را تباه سازى ديگر دوست تو نخواهد بود. مبادا خانوادهات به خاطر تو بدبختترين مردم باشند. دل به كسى مبند كه از تو روگردان است و روگردان از كسى مباش كه به تو دل بسته است چنانچه شايسته معاشرت باشد.
نبايد دوست تو در گسستن پيوند دوستى، دليلى استوارتر از تو در پيوند دوستى داشته باشد و نبايد در بدى كردن به تو نيرومندتر باشد از نيكى كردن تو به او و بر بخل نيرومندتر باشد از بذل و بخشش تو بر او و توانايى او در كوتاهى كردن بيشتر باشد از توانايى تو در خوبى نمودن. ستم ستمكار در چشمت بزرگ نيايد؛ زيرا او به زيان خود و سود تو مىكوشد. پاداش كسى كه تو را شادمان مىسازد، بدى كردن به او نيست. روزى دو گونه است: يكى را تو بجويى و يكى تو را بجويد و اگر تو نزد او نروى او نزد تو آيد.
پسر جانم! بدان كه روزگار پر از تغيير و دگرگونى است، مبادا از افرادى باشى كه سرزنش بسيار دارد و عذرش نزد مردم كمتر است. چه زشت است فروتنى هنگام نيازمندى و درشتى به وقت بىنيازى. همانا از دنيايت همان اندازه صلاح توست كه در آبادانى خانه آخرتت صرف مىكنى؛ پس در راه حقّ خرج كن و خزانهدار ديگران مباش. اگر آنچه از دست مىدهى، سبب بيتابى كردن توست پس به هر چه به دستت نيامده نيز بيتابى كن. به آنچه بوده دليل گير بر آنچه نبوده؛ زيرا امور همانند يك ديگرند.
بر ولى نعمت ناسپاسى مكن؛ زيرا ناسپاسى نعمت در شمار پستترين ناسپاسىهاست. پوزش پذير باش. از آنان مباش كه پند سودشان ندهد مگر آنگاه كه مجبور شوند؛ زيرا خردمند پند به ادب گيرد و ستوران جز با كتك پند نپذيرند. از هر كس حقّ تو را شناخت- چه شريف باشد و چه پست- حقّشناسى كن.