آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٩٢ - ٤ - ٧ پرهيز از برچسب زدن
... طهارت قلم و قداست محضر و فراست مخاطب بيش از اين رخصت معاتبت نمىدهد.»[١]
معلوم نيست اگر اين نويسنده محترم مىخواست از سر شفقت سخن نگويد و يا بالاتر آنكه اگر مىخواست مقابله به مثل كند و يا طهارت قلم و قداست محضر را نگه ندارد، چه مىگفت؟!
حال، اين برخورد را مقايسه كنيد با برخورد امام باقر ٧ با كسى كه حرمت امامت و انسانيت را ناديده گرفت و در برخورد با آن حضرت از بدترين فحشها و ناسزاها استفاده كرد. مىدانيم كه پنجمين امام شيعيان، محمد بن على بن الحسين، ملقب به «باقر»، به معناى شكافنده، است و به آن حضرت، به دليل دانش فراوانشان، «باقر العلوم»، يعنى شكافنده دانشها، لقب دادهاند. شخصى فريبخورده، براى استهزاى آن حضرت، كلمه «باقر» را به «بقر» تصحيف كرد و به آنحضرت گفت:
«انت بقر». امام بدون آنكه آزرده شود و اظهار عصبانيت كند و يا مقابله به مثل نمايد، با كمال سادگى پاسخ داد: «نه، من بقر نيستم، من باقرم.»
آن شخص ادامه داد و گفت: تو پسر زنى هستى كه آشپز بود.
- شغلش اين بود، عار و ننگى محسوب نمىشود.
- مادرت سياه و بىشرم و بدزبان بود.
- اگر اين نسبتها كه به مادرم مىدهى راست است، خداوند او را بيامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دورغ است از گناه تو بگذرد كه دورغ گفتى و افترا بستى.
مشاهده اين همه حلم، از مردى كه قادر بود همه گونه موجبات آزار يك مرد خارج از دين اسلام را فراهم آورد، كافى بود كه انقلابى در روحيه وى ايجاد كند و او را به سوى اسلام بكشاند. آن مرد بعداً مسلمان شد.[٢]
٤- ٧. پرهيز از برچسب زدن
يكى از شيوههاى نادرست و خلاف اخلاق در نقد، برچسب زدن و انگزدن به صاحبان انديشه و يا
[١] - عبدالكريم سروش، قبض و بسط تئوريك شريعت، مقاله« نقدها را بود آيا كه عيارى گيرند»، ص ٢١٩ و ٢٢٠
[٢] - مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج ١٨، داستان راستان،( امام باقر ٧ و مرد مسيحى)، ص ٢٠٧ و ٢٠٨، به نقل از بحار الانوار، ج ١١، ص ٨٣