آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٤١ - ٣ - ٣ شتابزدگى
نظر شما در اينباره چيست؟ آيا كثرت را معيار حقانيت مىدانيد يا خير؟ به چه دليل؟ اصولًا معيار حقانيت يك انديشه را چه مىدانيد؟ آيا عوامل ديگرى براى تقليد كوركورانه سراغ داريد؟
قرآن كريم، در برابر كسانى كه پيروى كوركورانه از نياكان را مبناى عمل خود قرار دادهاند، مىفرمايد:
و چون به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد»، مىگويند: «نه، بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافتهايم، پيروى مىكنيم». آيا هر چند پدرانشان چيزى را درك نمىكرده و به راه صواب نمىرفتهاند، [بازهم در خور پيروى هستند؟][١]
زشتى و زنندگى تقليد تنها در تقليد از پيشينيان خلاصه نمىشود؛ بلكه هرگونه دنبالهروى كوركورانه، از جمله پيروى از بزرگان و شخصيتهاى مشهور جامعه را نيز در بر مىگيرد. اسلام يكايك انسانها را داراى شخصيتى مستقل دانسته، «فرد» را «مسئول» مىشناسد و تقليد كوركورانه از بزرگان جامعه را عامل گمراهى عدهاى مىشمارد:
پروردگارا! ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند.[٢]
نكتهاى توضيحى
تقليد را به يك اعتبار مىتوان به دو گونه مذموم و ممدوح تقسيم كرد. تقليد مذموم، تقليدى است كه رهزن انديشه بوده و بر گمراهى آدمى مىافزايد؛ در مقابل، تقليد ممدوح و پسنديده تقليدى است كه عقل و فطرت انسان به آن حكم مىكند. هر انسان عاقلى درك مىكند كه در مسائل تخصصى بايد به متخصص مراجعه كند و سخن متخصصان را راهنماى خويش سازد. اگر كسى به بهانه نادرستى تقليد، از مراجعه به پزشك متخصص خوددارى كند و يا با استناد به نادرستى تقليد، پيروى از مجتهد و متخصص احكام دينى را خطا بداند، خبر از نادانى خود داده است.
٣- ٣. شتابزدگى
انسان، گاه در داورىهاى علمى خود شتاب مىكند؛ و به صرف فراهم آمدن اطلاعاتى اندك در باره يك موضوع، به نتيجهگيرى مىپردازد و چنان مىپندارد كه به همه جوانب مسئله احاطه كامل داشته و هيچ نكتهاىدر پس پرده ابهام باقى نمانده است. اينگونه اظهارنظرهاى شتابزده، يكى ديگر از لغزشگاههاى اخلاقى انديشه است.
[١] - وَ إذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما ألْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ.( بقره( ٢): ١٧٠)
[٢] - رَبَّنا إنّا أطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأضَلُّونا السَّبيلَا.( احزاب( ٣٣): ٦٧)