آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٥ - ١ معناشناسى اخلاق و علم اخلاق
١. معناشناسى اخلاق و علم اخلاق
واژه «اخلاق» جمع «خلق» است كه در لغت به معناى «سرشت و سجيه» آمده است؛ اعم از سجاياى نيكو و پسنديده، مانند راستگويى و پاكدامنى، يا سجاياى زشت و ناپسند، مانند دروغگويى و آلودهدامنى. در عموم كتابهاى لغوى، اين واژه با واژه «خَلق» همريشه شمرده شده است. خُلق زيبا به معناى بهرهمندى از سرشت و سجيهاى زيبا و پسنديده و خَلق زيبا به معناى داشتن آفرينش و ظاهرى زيبا و اندامى موزون و هماهنگ است.[١]
دانشمندانِ اخلاق اين واژه را در معانى پرشمارى به كار بردهاند. رايجترين معناى اصطلاحى «اخلاق» در ميان انديشمندان اسلامى عبارت است از: «صفات و ويژگىهاى پايدار در نفس كه موجب مىشوند كارهايى متناسب با آن صفات، به طور خودجوش و بدون نياز به تفكر و تأمل، از انسان صادر شود.»[٢]
ابو على مِسكَويه، در تعريف اخلاق مىگويد:
اخلاق حالتى نفسانى است كه بدون نياز به تفكر و تأمل، آدمى را به سمت انجام كار حركت مىدهد.[٣]
[١] - بنگريد به: محمد مرتضى الزبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، ج ٦، ص ٣٣٧؛ ابنمنظور، لسان العرب، ج ٤، ص ١٩٤؛ اسماعيل بن حماد الجوهرى، الصحاح، تحقيق احمد عبدالغفور عطار، ج ٤، ص ١٤٧١؛ و همچنين بنگريد به: شيخ عباس قمى، سفينة البحار و مدينة الحكم و الآثار، ج ٢، باب الخاء بعده اللام، ص ٦٧٦
[٢] - بنگريد به: محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٦٧، باب ٥٩، ص ٣٧٢، ذيل حديث ١٨؛ محسن فيض كاشانى، المحجة البيضاء فى تهذيب الاحياء، تصحيح علىاكبر غفارى، ج ٥، ص ٩٥
[٣] - ابو على مسكويه، كيمياى سعادت( ترجمه طهارة الاعراق)، ترجمه ميرزا ابوطالبزنجانى، تصحيح ابوالقاسم امامى، ص ٥٧ و ٥٨