آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢١٤ - ٤ - ٤ رعايت عدالت
اوضاع جامعه را براى حاكم به گونهاى وانمود سازند كه خوشايند او باشد. از اينرو، در بيشتر موارد، حتى اگر از حقيقت امر آگاه باشند، آن را به گونهاى تعديل شده و بزك كرده براى شخص حاكم و تصميم گيرنده اصلى وانمود مىكنند. نتيجه اين امر، ناآگاهى حاكم از وضعيت واقعى جامعه و مردم است. يكى از مهمترين عوامل فروپاشى و انحطاط نظامهاى استبدادى همين موضوع بوده است؛ يعنى فاصله گرفتن حاكمان از مردم و در نتيجه نداشتن دركى درست و واقعبينانه از اوضاع جامعه.
على ٧ در نامهاى به قثم بن عباس، والى مكه چنين توصيه مىكند كه «... بامداد و شامگاه براى آنان مجلس ساز. آن را كه فتوا خواهد، فتوا ده و نادان را بياموز و با دانا به گفتگو پرداز، و جز زبانت پيامرسان مردمان نباشد، و جز رويت دربان. و هيچ حاجتمند را از ديدار خود محروم مگردان، چه اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و در پايان حاجت او برآورده، تو را نستايند.»[١]
آن امام بزرگوار، در عهدنامه خود به مالك اشتر نيز چنين توصيه مىكند:
فراوان خود را از رعيت خويش پنهان مكن كه پنهان شدن واليان از رعيت نمونهاى است از تنگخويى و كماطلاعى در كارها؛ و نهان شدن از رعيت، واليان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز دارد؛ پس كار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آيد، و كار خرد بزرگ نمايد، زيبا زشت شود و زشت زيبا، و باطل به لباس حق درآيد. و همانا والى، انسانى است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نداند، و حق را نشانهاى نبود تا بدان راست از دروغ شناخته شود ....[٢]
٤- ٤. رعايت عدالت
يكى از مهمترين وظايف اخلاقى حاكمان در قبال مردم، عدالتورزى است: عدالتورزى در همه شئون حكومت؛ حتى در توزيع امكانات و فرصتها. اجراى عدالت نه تنها از وظايف اخلاقى حاكمان است، بلكه يكى از راههاى نفوذ در دل و جان مردم نيز به شمار مىرود.[٣] على ٧ در اينباره مىفرمايد:
كسى كه عدالت بورزد، حكمش نافذ مىشود؛[٤]
عدالت بورز تا قدرت و حكومتت تداوم يابد؛[٥]
[١] - نهج البلاغه، ترجمه سيدجعفر شهيدى، نامه ٦٧، ص ٣٥٢
[٢] - همان، نامه ٥٣، ص ٣٣٧
[٣] - محمد حسن نبوى، مديريت اسلامى، ص ٢٢٢
[٤] - مَن عَدَلَ نَفَذَ حكمُه.( عبدالواحد الآمدى، غرر الحكم و درر الكلم، ج ٢، فصل ٧٧، ص ١٥٩، حديث ٢٠٣)
[٥] - اعدِلْ تدم لك القدرةُ.( همان، ج ١، فصل ٢، ص ١٢٧، حديث ٦٢)