آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ٢٠٧ - ٣ - ٤ توجه به سوابق دينى و اخلاقى
در باره حضور سستايمانان در جمع مؤمنان مىفرمايد:
اگر آنان همراه شما (به سوى ميدان جهاد) خارج مىشدند، جز اضطراب و ترديد، چيزى بر شما نمىافزودند؛ و به سرعت در بين شما به فتنهانگيزى (و ايجاد تفرقه و نفاق) مىپرداختند؛ و در ميان شما، كسانى (سست و ضعيف) هستند كه به سخنان آنان كاملًا گوش فرا مىدهند؛ و خداوند ظالمان را مىشناسد.[١]
امام على ٧، در نامه خود به مالك اشتر او را از به كارگيرى افراد سست ايمان و داراى سوء سابقه برحذر داشته و مىفرمايند:
بدترين وزيران تو، كسى است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده و آنكه در گناهان آنان شركت نموده.
پس مبادا چنين كسان محرم تو باشند كه آنان ياوران گناهكاراناند، و ستمكاران را كمك كار، و تو جانشينى بهتر از ايشان خواهى يافت كه در رأى و گذاردن كار چون آنان بود، و گناهان و كردار بد آنان را بر عهده ندارد. آنكه ستمكارى را در ستم يار نبوده، و گناهكارى را در گناهش مددكار. بار اينان بر تو سبكتر است، و يارى ايشان بهتر، و مهربانىشان بيشتر و دوستىشان با جز تو كمتر. پس اينان را خاص خلوت خود گير و در مجلسهايت بپذير.[٢]
بنابراين يكى از وظايف اخلاقى ما اين است كه در انتخاب افراد، سوابق ايمانى و اخلاقى و انقلابى آنان را بهعنوان يك شاخص مهم همواره در نظر بگيريم. كسى كه همواره خداوند را حاضر و ناظر همه اعمالش مىبيند، هرگز ظلم و خيانت را روا نخواهد دانست. كسى كه مرگ و قيامت و صراط را باور دارد، و مىداند كه بايد در برابر همه حركات و سكناتش پاسخگو باشد، هرگز خيال سوءاستفاده از مقام و مسئوليت را به خود راه نمىدهد. كسى كه خود عملًا به موازين اخلاقى و ايمانى پايبند باشد، نه تنها با گفتار بلكه با رفتار خود، زمينه توسعه اخلاق و معنويت را در جامعه فراهم مىكند. اميرمؤمنان ٧، در باره علت در نظر گرفتن اين ويژگى مىفرمايند: «به درستى كه اخلاق آنان گرامىتر است و آبروشان محفوظتر و طمعشان كمتر و عاقبتنگرىشان فزونتر.»[٣]
[١] - لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُم إلا خَبالًا وَ لأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فيكُمْ سَمّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ.( توبه( ٩): ٤٧)
[٢] - نهج البلاغه، نامه ٥٣، ص ٣٢٨
[٣] - فانَّهم اكرَمُ اخلاقاً و اصحُّ اعراضاً و اقلُّ فى المَطامِعِ اشراقاً و ابلَغُ فى عواقبِ الامورِ نظراً.( همان، نامه ٥٣، ص ٣٣٢)