آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٩١ - پرسش
«پندار» است. لذتهايى مانند لذت جاه و مقام و لذت شهرت از اين دسته بهشمار مىآيند.
اگر انسان مقام نداشته باشد و يا داراى شهرت نباشد، نه امرى خلاف طبيعتش رخ داده است و نه زندگى او به مخاطره مىافتد. اين نوع تمايلات را بايد به طور كلى رها كرد و هرگز نبايد برآورده ساخت؛ زيرا منشأ چشم و همچشمى مىشوند و به جاى تأمين خوشى و لذت بر آلام و دردها و رنجهاى روحى و روانى انسان مىافزايند؛ بنا بر اين «بر توست كه زندگانى كنى بدون رنج و بخوابى بر تشكِ كاهى تا اينكه مضطرب و آشفته باشى و تكيه زنى بر تخت طلا و ميز فاخر.»[١]
در باره لذتگرايى اپيكور و تقسيمبندى او از لذتها بيشتر تحقيق و مطالعه كرده و مشخص نماييد كه آيا مىتوان از ديدگاه اسلام اينگونه لذتگرايى را پذيرفت يا نه؟ و آيا بر فرض پذيرش تقسيمبندى اپيكورى، آيا لذت جنسى، همانگونه كه اپيكور مىگويد، در طبقه لذتهاى طبيعى غيرضرورى جاى مىگيرد؟[٢]
٣. شوپنهاور، فيلسوف مشهور آلمانى، در باره ازدواج مىگويد:
بدفرجامترين ازدواجها آن است كه از روى عشق انجام گيرد .... نيمِ كتابهايى كه در باره ازدواج نوشته شده است بيهوده است؛ براى آنكه اين كتابها به جاى آنكه ازدواج را براى حفظ نوع بدانند، بهر همكارى و دوستى مىدانند؛ ازدواجهايى كه به دستور پدر و مادر به خاطر ثروت و مقام انجام مىگيرد، غالباً از ازدواجهاى عشقى بادوامتر و سعادتمندتر است.[٣]
ضمن تحقيق در باره فلسفه ازدواج از ديدگاه اسلام، ديدگاه شوپنهاور را در اينباره نقد و بررسى كنيد.
٤. سرچشمه اخلاق جنسى مخصوص مرد و زن چيست؟ چرا و چگونه صفت حيا و عفت در زن پيدا شد؟ به چه دليل مردان نسبت به زنان خود غيرت مىورزند؟ چرا مسائلى مانند كشف عورت، فحشا، ازدواج با محارم و امثال آن حرام و ناپسند دانسته شدهاند؟ آيا مىتوان گفت
[١] - ژان برن، فلسفه اپيكور، ترجمه ابوالقاسم پور حسينى، ص ١١٣
[٢] - براى آشنايى بيشتر با ديدگاه اخلاقى اپيكور و نقد و بررسى آن، بنگريد به: محمدتقى مصباح يزدى، نقد و بررسى مكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، فصل لذتگرايى
[٣] - ويل دورانت، تاريخ فلسفه، ترجمه عباس زرياب، ص ٢٨٧