آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٨٢ - نقد مكتب لذتگرايى
اولًا، چه بسيارند لذات آنى و زودگذرى كه منشأ آلام و بلاهاى فراوانى در آينده مىشوند و چه بسيارند رنجهاى فعلى و موقتىاى كه سرچشمه آسايش و راحتى در آينده مىشوند؛ بنابراين محوريت دادن به لذات آنى و ناديده گرفتن لذات و آلام استقبالى، عاقلانه نيست؛ ثانياً، اين ديدگاه با فهم متعارف از اخلاق كه به معناى مبارزه با هواهاى نفسانى و مخالفت با لذات پست حيوانى و جسمانى است، منافات دارد. دستكم عقل سليم حكم مىكند كه اخلاق همواره با لذات حسى و جسمانى مطابقت ندارد. لازمه اين مكتب تنزل آدميان به درجه و مرتبه حيوانات و چهارپايان است. اين ويژگى حيوانات است كه صرفاً در پى لذتها هستند و از سختىها و دردها پرهيز مىكنند؛ ثالثاً، حتى اگر بناست لذت را به عنوان معيار ارزش اخلاقى معرفى كنيم، چرا بايد لذت را منحصر در لذات دنيوى و اين جهانى كرده و از لذات اخروى و پايدار و حقيقى غفلت ورزيم؟
رابعاً، لذات آنى و زودگذر همگى مربوط به غرايز است. در حالى كه انسان منحصر در غرايز نيست.
حالات و شئون وجودى آدمى بسيار فراتر از دايره تنگ و محدود غرايز است. انسان افزون بر غرايز، داراى ويژگىهاى ديگرى چون عواطف و عقل نيز هست. ارضاى عواطف خانوادگى و اجتماعى، ممكن است ملازم با چشمپوشى از پارهاى لذات آنى و جسمى باشد؛ خامساً، اين مكتب براى چارهجويى در موارد تزاحم لذات، معيارى ارائه نمىدهد. براى نمونه، مادرى كه بخواهد از فرزندش پرستارى كند و به نداى عاطفه مادرانه خود گوش دهد، به ناچار بايد در مواردى، از پارهاى لذاتهاى غريزىاش مانند خوابيدن دست بكشد و راحتى خود را سلب كند.
هرچند با ارضاى عاطفه مادرانهاش لذتى بهدست مىآورد، اما روشن است كه براى بهدست آوردن اين لذت بايد لذت يا لذتهاى ديگرى را از دست بدهد. پرسش آن است كه در اين موارد چه بايد كرد. ملاك ارزش و ضد ارزش در اينجا چيست؟ روشن است كه در اين گونه موارد، چارهاى جز انتخاب و ترجيح يكى بر ديگرى نيست؛ اما ملاك و معيار ترجيح چيست؟ و چه بايد باشد؟ اينجاست كه اين مكتب هيچ سخنى براى گفتن ندارد.
با توجه به اشكالات مطرح شده، برخى ديگر، همچون اپيكور (٣٤٢- ٢٧١ ق. م) به اصلاح اين مكتب پرداخته و معيار ارزش اخلاقى را لذت عقلى و روحى دانستند. اين مكتب نيز اشكالات خاص خود را دارد. هم مبانى انديشه اپيكور نادرست و غيرقابل دفاع است و هم معيارى كه بر اساس آن مبانى، عرضه داشته است. ما در اينجا از طرح و نقد انديشه اپيكور مىگذريم. خوانندگان عزيز مىتوانند با توجه به مطالبى كه پايان اين فصل ذيل عنوان «براى پژوهش» مطرح شده است و منابعى كه براى مطالعه بيشتر در باره اين مكتب معرفى شده است، با اين مكتب و نقاط قوت و ضعفش بيشتر آشنا شوند.