آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٥ - ٢ - ٣ ديدگاه معتدل
|
هين مكن خود را خصى، رهبان مشو |
زانكه عفت، هست شهوت را گرو |
|
|
بى هوا، نهى از هوا ممكن نبود |
غازيى بر مردگان نتوان نمود |
|
پيامبر اسلام و ساير اولياى دين همواره با رهبانيت و رياضتهاى افراطى براى مبارزه با غريزه جنسى و امثال آن مخالفت كرده و به صراحت اعلام داشتهاند كه: «لا رَهبانيةَ فى الاسلام.»
|
از ترهب نهى كردست آن رسول |
بدعتى چون درگرفتى اى فضول |
|
|
... در ميان امت مرحوم باش |
سنت احمد مَهِل محكوم باش |
|
|
... حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد |
پس نتايج شد ز جمعيت پديد |
|
روزى سه نفر از زنان مدينه به حضور پيامبر اكرم آمده از شوهران خود شكايت كردند. يكى گفت:
شوهر من گوشت نمىخورد. ديگرى گفت: شوهر من از بوىخوش پرهيز مىكند، و سومى گفت:
شوهرم تمايلى به معاشرت با من ندارد. پيامبر اكرم ٦ از شنيدن اين سخنان، به شدت ناراحت شد و بى درنگ، در حالىكه از شدت خشم ردايش بر زمين كشيده مىشد، از خانه به مسجد آمد و بالاى منبر رفت و پس از حمد و ستايش خداوند، فرمود: چرا برخى از اصحاب من از خوردن گوشت و استعمال بوىخوش و معاشرت با زنان اجتناب مىكنند. همانا من خودم هم گوشت مىخورم و هم بوىخوش استعمال مىكنم و هم با زنان معاشرت دارم. هر كس از سنت من اعراض كند از من نيست.[١] اصولًا، بر اساس آيات قرآن،[٢] محبت همسران به يكديگر، يكى از نشانههاى خداوند است.
همين روحيه رهبانيت و رياضيتهاى جنسى در ميان برخى از زنان نيز نفوذ كرده بود كه ائمه اطهار به شدت با آن مبارزه كردند. گفتگويى كه ميان امام باقر ٧ و يكى از زنان مسلمان مدافع رهبانيت صورت گرفته، خواندنى است. اين گفتگو را امام رضا ٧ چنين نقل كرده است:[٣] زنى به محضر امام باقر ٧ رسيد و عرض كرد: من متبتله هستم.
امام: منظورت از تبتل چيست؟
[١] - محمدبن يعقوب كلينى، الفروع من الكافى، ج ٥، كتاب النكاح، باب كراهية الرهبانية و ترك الباه، ص ٤٩٦، حديث ٥
[٢] - روم( ٣٠): ٢٥- ٢٠
[٣] - انَّ امرأةً سألتْ اباجعفر فقالت: اصَلَحَك اللَّهُ انّى مُتبَّتلة فقال لها: و ما التَّبتُّلُ عندك؟ قالتْ لااريد التزويجَ ابداً. قال و لِمَ؟ قالت: التَمِسُ فىذلك الفضلَ، فقال: انصَرِفِى. فلو كان فى ذلك فَضْلٌ لكانْت فاطمةُ ٣ احقَّ به منك انَّه ليس احدٌ يَسبِقُها الى الفضل.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ١٠٠، ابواب النكاح، باب ١، ص ٢١٩، حديث ١٣)