آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٤ - ٢ - ٣ ديدگاه معتدل
در پاسخ اين استدلال نيز بايد گفت: اولًا، پذيرش اين استدلال، به معناى هرج و مرج كامل اجتماعى و اخلاقى است. بر اساس اين استدلال، اگر سربازى با شنيدن نخستين انفجار و با شليك شدن نخستين گلوله از ميدان نبرد فرار كند و در دادگاه نظامى علت فرار خود را تبعيت از دستور طبيعت و عمل به خواسته غريزه «صيانت از خود» بداند، نه تنها بايد دفاعيه او مورد پذيرش هيئت منصفه قرار گيرد؛ بلكه به دليل عمل به مقتضاى غريزه صيانت از خود، بايد مورد تشويق ديگران نيز قرار گيرد! و يا كسى كه مثلًا در اثر ازدحام جمعيت، عصبى مىشود، هرگز نبايد خشم خود را فرو خورد؛ بلكه بايد بلافاصله دستور روانشناسى جديد را به ياد بياورد و بىگناهترين عابر را براى اقناع غريزه تجاوزكار خود به باد كتك بگيرد و ساير تماشاچيان نيز هرگز نبايد مانع او شوند؛ بلكه به دليل اينكه بر اساس دستور طبيعت احساسات خود را اقناع كرده است مورد تشويق نيز قرار گيرد؛[١]
ثانياً، اين سخن كه خداوند غرايز را بىجهت به ما نداده است و هرگز نبايد هيچ يك از آنها را ناديده گرفت، سخن درستى است؛ اما غرايز انسان منحصر در غريزه جنسى نيست؛ بلكه انسان داراى غرايز و اميال بسيار متعدد و متنوعى است و افزون بر اين ارضاى همه قوا و آزادى مطلق دادن به همه آنها هرگز امكان ندارد. پس يا بايد برخى از آنها را سركوب كرده و به طور كلى ناديده گرفت كه اين خلاف حكمت و هدف آفرينش است و يا بايد آنها را تعديل كرده و با ايجاد قيود و شرايطى براى هر كدام، همه آنها را به گونهاى ارضا كرد كه اگر بخواهيم رفتارى حكيمانه و مطابق با هدف آفرينش داشته باشيم، به نظر مىرسد در برخورد با قوا هيچ راهى جز اين نداريم.
٢- ٣. ديدگاه معتدل
غريزه جنسى از ديدگاه اسلام، يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى و حكيمانهترين وسيلهاى است كه تداوم زندگى بشر و بقاى نوع انسانى را تضمين مىكند. اسلام نه تنها ميان «معنويت» و «بهرهمندى از لذات جنسى» منافاتى نمىبيند، بلكه بهرهمندى مشروع از اين غريزه را شرط تكامل معنوى انسان و يكى از بهترين اسباب و وسايل وصول به سعادت واقعى مىداند. به تعبير زيباى مولوى:
|
چون عدو نبود جهاد آمد محال |
شهوتت نبود، نباشد امتثال |
|
|
صبر نبود چون نباشد ميل تو |
خصم چون نبود، چه حاجت خيل تو؟ |
|
[١] - ژ. آ. هدفيلد، روانشناسى و اخلاق، ترجمه على پريور، ص ١٦٩