آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦٣ - ٢ - ٢ ديدگاه افراطى
است كه انسان بايد همه غرايز و استعدادهاى خدادادى خود را پرورش دهد و نبايد هيچ كدام را ناديده گيرد؛ اما اين را هم بايد بداند كه حد و مرز هر غريزهاى را نگه دارد و هرگز نبايد به بهانه پرورش غريزه جنسى، ساير غرايز و قوا و استعدادهاى خود را ناديده بگيرد. يكى از تفاوتهاى انسان با حيوان اين است كه در بسيارى از غرايز و اميال انسان، دو نوع ميل ممكن است پديد آيد: اميال صادق و اميال كاذب. حالات طبيعى غرايز و اميال را مىتوان اشباع كرد؛ اما حالات كاذب آنها را هرگز نمىتوان ارضا نمود. اشتباه اصلى فرويد و فرويديسم اين بود كه براى جلوگيرى از سركوبى غريزه جنسى، آزادى بىحد و حصر جنسى را پيشنهاد دادند. غافل از اينكه بىنهايتخواهى نيز يكى از اميال و خواستههاى فطرى انسان است. انسان به گونهاى آفريده شده است كه در همه زمينهها اگر شرايط مساعدى را بيابد، به هيچ حدى قانع نمىشود. اگر انسان در اين زمينهها مانند حيوانات ظرفيت محدود و پايانپذيرى مىداشت، هرگز نيازى به مقررات سياسى و اقتصادى و جنسى پيدا نمىكرد. از نظر اخلاقى نيز احتياجى به اخلاق سياسى و اجتماعى و اقتصادى و جنسى نداشت؛ همان ظرفيت محدود طبيعى، خود به خود همه مشكلات را حل مىكرد. «اما همچنانكه از مقررات و اخلاق محدودكننده در روابط اجتماعى و امور اقتصادى و از عفت و تقواى سياسى و اجتماعى گريزى نيست، از مقررات و اخلاق محدودكننده جنسى و از عفت و تقواى جنسى نيز گريزى نمىباشد.»[١]
حضرت امام خمينى قدس سره، در باره نامحدود خواهى قوه شهويه و سيرىناپذيرى آن مىفرمايد:
قوه شهويه در انسان طورى است كه اگر زنهاى يك شهر، به فرض محال، به دست او بيايد، باز متوجه زنهاى شهر ديگر است؛ و اگر از يك مملكت نصيبش شد، متوجه مملكت ديگر است. و هميشه آنچه ندارد مىخواهد. با اينكه اينها كه گفته شد فرضى است محال و خيالى است خام، با وجود اين تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوى خود نرسيده .... هر كس منكر است مراجعه به حال خود كند و به حال اهل اين عالم از قبيل سلاطين و متمولين و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصديق ما را مىكند.[٢]
استدلال سوم
خالق انسان، غرايز مختلف را بىجهت در نهاد او قرار نداده است و اين غرايز را براى ارضا و اشباع در اختيار انسان قرار داده است و نه براى سركوبى؛ بنا بر اين، ايجاد محدوديت در برابر ارضاى غرايز، از جمله غريزه جنسى، خلاف هدف آفرينش است.
[١] - همان، ص ٥٠
[٢] - سيدروحاللّه خمينى( امام)، شرح چهل حديث، ص ١٩