آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٦١ - ٢ - ٢ ديدگاه افراطى
كارهايى خلاف اخلاق است؛ اما اكنون در سايه تحقيقات علمى (!) فرويد و پيروانش متوجه شده است كه اين كارها عين اخلاق حقيقى و راستين است و اين عفت و حجاب و حيا و وفادارى به همسر و امثال آن است كه خلاف اخلاق بوده و بايد مبتلايان به آنها را درمان كرد! پيروان اين ديدگاه، توصيه مىكنند كه «محدوديتها را برداريد تا ريشه مردمآزارى و كينهها و عداوتها كنده شود؛ عفت را از ميان برداريد تا دلها آرام بگيرد و نظم اجتماعى برقرار گردد؛ آزادى مطلق اعلام كنيد تا بيمارىهاى روانى رخت بربندد.»[١]
فرويد و پيروان او سرچشمه بسيارى از بيمارىهاى عصبى و روانى و منشأ بسيارى از نابسامانىهاى اجتماعى و فرهنگى را در سركوب غرايز، بهويژه غريزه جنسى دانستند و به زعم خود با استدلالهاى روانشناسانه و معاينات روانكاوانه نشان دادند كه محروميتهاى ناشى از سركوب غريزه جنسى موجب عقدههاى روانى و عقدههاى روانى نيز عامل اصلى بروز رذايل اخلاقى است.
رذايلى مانند حسادت، ظلم، سوءظن، گوشهگيرى، دروغ، فريبكارى و امثال آن، همگى ريشه در محروميتهاى غريزه جنسى دارند. فرويد پس از ارزيابى چندين بيمار هيستوريك مىگويد: «نقطه عزيمت ما از هر مورد و هر نشانهاى كه باشد، در پايان راه بىهيچ اما و اگرى به عرصه تجربه جنسى مىرسيم.» وى همچنين مىافزايد: «من اين تز را مطرح مىكنم كه در عمق هر مورد هيسترى يك يا چند رويداد تجربه جنسى زودرس وجود دارد كه متعلق به سالهاى پيشين و دوره كودكى فرد است؛ اما آن را، علىرغم گذشت دهها سال، با كار روانكاوى مىتوان بازسازى و بازآفرينى كرد. من عقيده دارم كه در نوروپاتولوژى اين كشف مهمى است؛ مثل كشف سرچشمه رود نيل.»[٢]
به طور كلى، طرفداران اين ديدگاه سه استدلال عمده براى اثبات نظريه خود ارائه دادهاند:
استدلال نخست
ريشه همه بيمارىهاى روحى و اجتماعى بشر در سركوب غريزه جنسى و ايجاد محدوديت براى ارضاى آن است. در مقابل، راه وصول به سعادت و نجات از بيمارىهاى روحى و روانى، ارضاى آزادانه غريزه جنسى است؛ بنا بر اين، بايد هر قيد و شرطى را از سر راه ارضاى غريزه جنسى برداشت.
[١] - مرتضى مطهرى، اخلاق جنسى، ص ٤٦
[٢] - آنتونى استور، فرويد، ترجمه حسن مرندى، ص ٢٦