آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٢٥ - بررسى مصداقى
عرفانى را در گوشهگيرى و عزلت جستجو مىكنند به كجراهه مىروند. خدمت به خلق يكى از بهترين و والاترين عبادتهاست؛ حتى از اعتكاف يك ماهه نيز در نزد خداوند ارجمندتر است.[١]
|
خورنده كه خيرش برآيد ز دست |
به از صائمُ الدهرِ دنيا پرست |
|
|
مسلم كسى را بود روزه داشت |
كه درماندهاى را دهد نان چاشت |
|
|
و گر نه چه لازم كه سعيى برى |
ز خود باز گيرى و هم خود خورى[٢] |
|
تصور عموم از بشردوستى و اهتمام به امور مردم، مسائل مادى و رفاهى است و برخى از نويسندگان در اينباره گفتهاند: «بشردوستى عبارت است از در نظر گرفتن حقوق مردم و سعى در رفاه حال آنان.»[٣] ولى روشن است كه نه «امور مردم» منحصر در امور مادى و رفاهى است، و نه سودرسانى و خدمت به آنان منحصر در خدمات و منافع مادى و دنيوى؛ بلكه امور معنوى و خدمات روحانى به مردم از اهميت بيشتر و اساسىترى برخوردار است. بنابراين، كسانى كه در جهت هدايت روحى و معنوى مردمان و ترويج و تعليم معارف الهى و گسترش علمى و عملى توحيد در سطح جامعه گام برمىدارند، سودمندىشان براى مردم به مراتب، بيشتر از سودمندى مادى و دنيوى است.
بررسى مصداقى
«بهكشى» يا «آسانكشى» يا «قتل ترحمى» از جمله مسائل و معضلات اخلاقى روزگار حاضر است. آيا ما اخلاقاً مجاز هستيم كه معلولان ذهنىلاعلاج يا بيماران غيرقابل درمان و يا انسانهاى ناتوان و فرتوت را از ميان برداريم؟ آيا پزشك اخلاقاً مجاز است كه با تزريق آمپول يا خوراندن دارويى مهلك به بيماران لاعلاج، آنان را براى هميشه از درد و رنج آسوده سازد؟ اگر در موردى خود بيمار تقاضاى قتل ترحمى را داشته باشد، چطور؟
[١] - عون العبدِ اخاه يوماً خَيرٌ من اعتكافه شهراً.( علاءالدين المتقى بن حسام الدين الهندى، كنز العمال، ج ٣، ص ٤١٥، حديث ٧٢١١)
[٢] - سعدى شيرازى، كليات سعدى، بوستان، باب دوم« در احسان»، ص ٢٧٤.
[٣] - ژ. آ. هدفيلد، روانشناسى و اخلاق، ترجمه على پريور