آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٢٣ - بررسى مقايسهاى
تنها بر پايه آن آيينى رفتار كن كه در عين حال بخواهى كه قانونى عام باشد.[١]
گاهى آن را چنين بيان مىكند كه:
چنان رفتار كن تا بشريت را چه در شخص خود و چه در شخص ديگرى هميشه بهعنوان يك غايت به شمار آورى و نه هرگز همچون وسيلهاى.[٢]
و در مرتبه سوم مىگويد:
چنان عمل كن كه اراده بتواند در عين حال، به واسطه دستور اراده، خود را واضع قانون عام لحاظ كند.
البته خود كانت تصريح مىكند كه اينها همه، صور مختلف يك قانون واحد بيش نيستند. يعنى ما يك امر مطلق بيشتر نداريم؛ هرچند به صورتهاى مختلفى مىتوان آن را بيان كرد، كه خود كانت سه صورت آن را ذكر مىكند و در نهايت تصريح مىكند كه «سه طريق سابق الذكر عرضه كردن اصلِ اخلاق، در واقع، صور مختلف يك قانون واحدى است كه هر يك از آنها مستلزم آن دو ديگر است.»[٣]
ريچارد مروين هير[٤] (١٩١٩) از فيلسوفان اخلاقى معاصر، نيز همين معيار را بهعنوان معيار ارزش اخلاقى معرفى مىكند.[٥] به عقيده هير، يكى از ويژگىهاى احكام اخلاقى و ارزشى، تعميمپذيرى[٦]. آنهاست. يعنى يك حكم در صورتى حكمى اخلاقى به شمار مىآيد كه بتواند در همه شرايط و براى همه افراد قابل توصيه باشد.
نظر شما در باره امرمطلق كانت و تعميمپذيرى هير چيست؟ آيا مىتوان آنها را بهعنوان معيارى براى همه فضايل اخلاقى، اعم از اخلاق فردى، اجتماعى، الهى و زيستى، به شمار آورد؟ در بخش اخلاق اجتماعى چطور؟ آيا آنها را كارساز و راهگشا مىدانيد؟ و اصولًا آيا در همه مسائل و رفتارهاى اجتماعى، مىتوان اين معيار را به كار گرفت؟ براى نمونه آيا مىتوان از اين معيار در موارد تزاحم و تعارض احكام اخلاقىاستفاده كرد؟
[١] - امانوئل كانت، بنياد مابعد الطبيعه اخلاق، ترجمه حميد عنايت و على قيصرى، ص ٦٠
[٢] - همان، ص ٧٤
[٣] - فردريك كاپلستون، تاريخ فلسفه( از ولف تا كانت)؛ ترجمه اسماعيل سعادت و منوچهر بزرگمهر، ص ٣٣٤
[٤] -
١.
[٥] - براى آشنايى بيشتر با ديدگاه اخلاقى هير( توصيهگرايى) و نقد و بررسى آن، بنگريد به: محمدتقى مصباح، نقد و بررسىمكاتب اخلاقى، تحقيق و نگارش احمدحسين شريفى، مكتب توصيهگرايى
[٦] - ٢.