آيين زندگى - شريفى، احمدحسين - الصفحة ١٠١ - ١ اهميت و جايگاه
بالاتر از اجر آنان[١] قرار داده است. پيامبر اكرم ٦ در حديثى مىفرمايد:
عبادت و پرستش خداوند هفتاد جزء دارد كه بالاترين و برترين جزء آن، طلب روزى حلال است.[٢]
امام باقر ٧ در باره كار مىفرمايد:
كسى كه براى بىنيازى از مردم و رفاه خانواده و كمك به همسايگانش در طلب روزى حلال باشد، در روز قيامت خداوند را در حالى ملاقات مىكند كه چهرهاش مانند ماه شب چهارده مىدرخشد.[٣]
نتيجه آنكه اسلام هرگز كار كردن و تلاش براى تأمين معاش را جداى از عبادت و پرستش نمىداند. پيامبر اعظم ٦، زمانى كه از جنگ تبوك به مدينه باز گشت، سعد انصارى[٤] كه نتوانسته بود همراه پيامبر به جنگ برود، به استقبال آن حضرت آمد. وقتى پيامبر، دستان خشك و خشن و تركيده او را ديد، از او پرسيد: «صدمهاى به دستانت رسيده است؟» سعد در پاسخ گفت: «براى تأمين مخارج اهل و عيالم با طناب و بيل كار مىكنم.» پيامبر بر دستان او بوسه زد و فرمود: «اين دستى است كه در آتش جهنم نمىسوزد.»[٥]
در مقابل، انسانهاى بيكار و كسانى كه بار زندگى خود را بر دوش ديگران مىاندازند و از زير كار و فعّاليت شانه خالى مىكنند، مورد لعن و نفرين اسلام و اولياى اسلاماند. پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد:
كسى كه بار زندگى خود را بر دوش مردم بيندازد ملعون است.[٦]
[١] - امام رضا ٧: الذى يَطلُبُ مِن فضلِ اللَّهِ عزوجل ما يَكُفُّ به عيالَه اعظمُ اجراً من المجاهدِ فى سبيلِ اللَّهِ عزوجل؛ كسى كه بهمنظور تأمين مايحتاج خانوادهاش در پى كسب روزى الهى است، پاداشى برتر از پاداش مجاهد در راه خداوند دارد.( همان، ص ٧٨، باب الحثّ على الطلب و التعرض للرزق، حديث ٥)
[٢] - العبادةُ سبعونَ جزءاً افضَلُها طلبُ الحلال.( همان، حديث ٦)
[٣] - من طلب[ الرزق فى] الدنيا استعفافاً عن الناسِ و تَوسيعاً على اهلِهِ و تَعَطُّفا على جاره لَقِىَ اللَّهَ عزوجل يومَ القيامةِ و وجهُهُ مثلُ القَمَرِ ليلةَ البدرِ.( همان، حديث ٥)
[٤] - با توجه به اينكه در ميان انصار پيامبر افراد متعددى« سعد» نام داشتند، در ميان مورخان اختلاف است كه اينسعد انصارى، چه كسى بوده است، آيا سعد بن معاذ بوده است يا سعد بن عباده يا شخصى ديگر؟ البته اين مسئله براى بحث ما مهم نيست؛ آنچه كه مهم است برخورد پيامبر ٦ با كارگر و اشخاصى است كه براى كسب درآمد و تأمين مخارج زندگى كار مىكنند
[٥] - ابن اثير، اسد الغابة فى معرفة الصحابة، ج ٢، ص ٢٦٩
[٦] - ملعونٌ من القى كَلَّه على الناس.( محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٧٧، باب ٧، ص ١٤٢، حديث ١)