اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٢٣ - ٣ اخلاق نقلى
شيوه مذكور و در عين حال در اين شيوه تلاش مىشود كه نارسايىهاى روشهاى نامبرده، جبران گردد. بنابراين در اين روش، اولًا سعى مىشود كه اخلاق اسلامى از نظر شكل و محتوا در حد امكان براساس قواعد عقلانى و منطقى تنظيم و تبيين گردد. ثانياً، از دستاوردها و تجربيات عارفان در حد امكان استفاده شود و ثالثاً، ملاك و معيار داورى اخلاقى همواره قرآن و روايات باشد.
در اين شيوه به پيروى از آنچه در كتاب خداوند و سنّت نبىاكرم ٦ و اهلبيت گرامىاش : بيان شده است، همه مزايايى كه براى مكاتب و شيوههاى اخلاقى پيشگفته، شمرديم، وجود دارد. در اخلاق اسلامى، از جهت گستردگى هم پاسخ پرسشهاى بنيادين اخلاقى را مىتوان يافت، هم مفاهيم اخلاقى مورد بحث قرار گرفته و هم راهكارهاى عملى و تربيتى معرفى شده است. نظام خاصى بر مفاهيم و حوزههاى مختلف اسلامى حاكم است.
مناسبات هر مفهوم با مفاهيم ديگر و جايگاه آن در مجموعه نظام اخلاقى مورد دقت واقع شده است. اخلاق تربيتى مورد توجه فراوان قرار گرفته و راهها و ابزارهاى متناسب با فهم مخاطبان معرفى شده و مبدأ و مقصد و درجات و مراتب نيز در آن لحاظ شده است. در عين توجه به معرفت و مجاهده با نفس، بر عزّت و شرافت و بزرگوارى انسان تأكيد مىشود، و در عين بهرهگيرى از رهيافتهاى عقلى در فهم و تبيين مفاهيم اخلاقى و ترغيب به عمل، ابزار محبت و راه دل را به عنوان سلاحى برنّده و تمام كننده اين سير معنوى، بهكار مىگيرد.
در حالى كه انتساب به وحى و مطابقت با شريعت، خصيصه گوهرين اين روش است، از موازين عقلى و اصول مسلّم عرفى و عُقلايى و تجربيات عملىِ پيشگامان صادق طريق معنويت نيز در فهم و تفسير و تطبيق و اجراى آنچه در كتاب و سنت وارد شده است، غفلت نكرده است.
بنابراين برخى از شاخصهاى اصلى روش اخلاقى مقبول را مىتوان به شكل زير بيان داشت:
١. تأكيد بر مطابقت و يا عدم مغايرت مباحث با كتاب و سنّت؛
٢. تلاش در ارائه نظامى جامع كه پاسخگوى همه پرسشهاى اخلاقى باشد؛
٣. ارائه تفسيرى معتدل و هماهنگ از مفاهيم اخلاقى؛
٤. تقسيم و ترتيب منطقى مباحث اخلاقى در سه بخش مطالعات مبنايى، توصيفى و تربيتى؛
٥. توجه به ابزار تربيت اخلاقى و ترتيب طبيعى آنها و تأكيد بر مشروعيت آنها؛
٦. استفاده از تجربيات علمى پيشگامان و پيشكسوتان در تهذيب اخلاق؛
٧. سعى در استخراج اصول و قواعد كلى اخلاق از خلال مصاديق وارد شده در كتاب و سنت؛
٨. تبيين ديدگاه اسلام در حوزههاى مختلف رفتارى و ملكات نفسانى بهطور مستقل و البته با توجه به تأثير متقابل آنها؛