اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٦٣ - مفاهيم عام اخلاقى
سه. رابطه انديشه و عمل: ترديدى نيست كه بهطور منطقى علم و آگاهى از مبادى و مقدمات عمل اختيارى است و اصولًا تعليم و تعلّم در حوزه علوم عملى بر اين پيشفرض مبتنى است. اما تأثير عمل بر روى علم و انديشه امرى تجربه شده و قابل اثبات است. در بين مسلكهاى عرفانى و اديان غيرالهى در مشرق زمين همواره تهذيب نفس و رياضت و تعلّم و عمل خالصانه در كنار تعليم راهى براى رسيدن به حقيقت و معرفت بوده است.[١]
در حوزه اديان الهى و به ويژه در فرهنگ اسلامى، عالمان ربانى و سالكان كوى حقيقت همواره بر عمل خالصانه و رياضتهاى شرعى به عنوان راهى مستحكم و قابل اعتماد اصرار ورزيدهاند و در قرآن و روايات نيز بر اين رابطه تأكيد شده است. از جمله در قرآن كريم آمده است:
و از خدا پروا كنيد، و خدا [بدينگونه] به شما آموزش مىدهد، و خدا به هر چيزى دانا است.[٢]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر از خدا پروا داريد، براى شما [نيروى] تشخيص [حق از باطل] قرار مىدهد.[٣]
بدين ترتيب معلوم مىشود كه ابعاد سهگانه وجود آدمى همه در يك داد و ستد نزديك با هم، عمل مىكنند. يك نظام اخلاقى فراگير اوّلًا، بايد هر سه حوزه را از منظر ارزشى و اخلاقى تحت پوشش قرار دهد. ثانياً، بايد همواره تأثير و تأثر متقابل بين حوزههاى سهگانه وجود آدمى را در نظر داشته باشد.
مفاهيم عام اخلاقى
مراد از مفاهيم عام اخلاقى آن دسته از فضايل يا رذايل اخلاقىاند كه به صورت صفت و ملكهاى نفسانى بوده و اختصاصى به حوزه خاصى از حوزههاى زندگى انسان ندارد، بلكه بر همه حوزهها تأثيرگذار است. اين قبيل مفاهيم اخلاقى خود در دو گروه جاى مىگيرند:
برخى از آنها نقش هدايتگرى را در سير معنوى و اخلاقى انسان بازى مىكنند و گروهى ديگر صفت نفسانى عملكنندهاند كه در سايه صفت هدايتگر تحقق مىيابند و آثار خاصى
[١] - ر. ك: جان بىناس: تاريخ جامع اديان، ص ٢٥٤- ٢٦٧
[٢] - سوره بقره، آيه ٢٨٢
[٣] - سوره انفال، آيه ٢٩