اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٤٧ - ٣ علم يا امكان تحصيل آن
بنيادىترين عناصرى كه وجود آنها در فرد، شرط پذيرش مسئوليت اخلاقى است، سخن مىگوييم.
١. بلوغ
كودكان و افراد غيربالغ از بار مسئوليت اخلاقى فارغاند؛ اگرچه سرپرست آنان در قبال اعمالشان مسئوليت حقوقى دارد. از اينرو در نظام اخلاقى اسلام، اعمال نيك اطفال داراى ارزش اخلاقى و ثواب و پاداش است، ولى رذيلتهاى اخلاقى آنان مورد مؤاخذه قرار نمىگيرد و كيفر و مجازاتى را براى آنان در آخرت در پى ندارد.
در متون مقدس اسلامى يكى از شرايط اساسى مسئوليت اخلاقى و كيفرى، بلوغ دانسته شده است. به عنوان نمونه امام باقر ٧ در روايتى ضمن بيان مبدأ بلوغ مىفرمايد: «بعد از رسيدن فرد به سن بلوغ، حدود الهى بهطور كامل به نفع و به ضرر او اجرا خواهد شد».[١]
٢. عقل
علاوه بر بلوغ طبيعى، وجود قوه تعقل، شرط مسئوليت اخلاقى است. بنابراين، افرادى كه از سلامت عقلانى برخوردار نيستند و دچار كاستىهايى در قوه عاقلهاند، مسئوليت اخلاقى ندارند؛ اگرچه سرپرست آنان در مقابل خساراتى كه در نتيجه اعمال آنان به ديگران وارد مىشود، مسئوليت حقوقى دارد. يكى از دلايل ضرورت وجود عقل در فاعل، نقشى است كه عقل در حصول علم و آگاهى در فاعل دارد.[٢] در پى خواهد آمد كه يكى از شرايط مسئوليت اخلاقى، علم و آگاهى فاعل نسبت به خوبى و بدى فعل است. از آنجا كه اين شرط موقوف به قدرت عقلانى است، وجود قوه عقل و ادراك در فرد، مقدمه ضرورى آگاهى است و به نوبه خود شرط مسئوليت اخلاقى محسوب مىگردد.
٣. علم يا امكان تحصيل آن
فرد هنگامى مسئوليت اخلاقى دارد كه نسبت به زشتى و پليدى و ممنوعيت آنچه بايد ترك كند و نسبت به خوبى و شايستگى آنچه بايد انجام دهد و همچنين چگونگى انجام آن، علم و آگاهى داشته باشد و يا اينكه امكان دستيابى به آگاهى لازم را داشته باشد؛ يعنى در موقعيت و
[١] - ر. ك: كلينى: كافى، ج ٧، ص ١٩٨؛ شيخ صدوق: فقيه، ج ٤، ص ١٦٤
[٢] - ر. ك: شيخ طوسى: الاقتصاد فيما يتعلق بالاعتقاد، ص ١١٧