اخلاق اسلامى - ديلمى، احمد؛ آذربايجانى، مسعود - الصفحة ٤٥ - ٢ عنصر فعلى و عينى
و اگرچه بهدليل فقدان نصاب لازم باعث ورود به بهشت و تأمين سعادت ابدى براى فرد نمىشود، ولى بهطور مطلق فاقد ارزش نيز نمىباشد.[١]
٢. عنصر فعلى و عينى
عمل اخلاقى علاوه بر شرايطى كه به لحاظ صدور آن از فاعل بايد دارا باشد، لازم است فى نفسه و ذاتاً نيز عملى پسنديده و نيكو شمرده شود. به تعبير رايج در حوزه علوم اسلامى از آن به «حُسن فِعلى» ياد مىشود، در مقابل «حُسن فاعلى» كه در اين نوشتار از آن تحت عنوان «عنصر فاعلى» سخن مىرود.
سخن از اينكه آيا عمل فى نفسه داراى نيكى و شايستگى است يا خير، پيش از اين به اجمال بيان شد و تحقيق بيشتر در اين باب را بايد در منابع مربوط جستوجو كرد.[٢] اما توجه به اين نكته ضرورى است كه ملاك، آثار آن عمل بر روى انسان است و بر اساس همين آثار است كه موصوف به نيكى و ناپسندى مىگردد، و ثواب و عقاب را در پى مىآورد و مبناى محاسبه و ارزيابى انسان نزد خداوند قرار مىگيرد. در حالى كه اگر عمل خارجى با قطع نظر از آثارش مورد ملاحظه قرار گيرد، چيزى جز يك حركت فيزيكى، مانند ساير حركات نيست، و خوبى و بدى نسبت به آن معنا ندارد.[٣]
در تبيين عقلايى ضرورت «حسن فعلى» براى عمل اخلاقى مىتوان گفت كه انگيزه فعلى ارادى و آزادانه انسان از نفس او سرچشمه مىگيرد و از جهت كمى و كيفى، شكل، ويژگىهاى زمانى و مكانى و غيره تابع انگيزه فاعل مىباشد؛ يعنى در واقع انگيزه فاعل شكلدهنده و روح عمل او است. بنابراين هركارى را به هر انگيزهاى نمىتوان انجام داد و هر انگيزهاى با نوع خاصى از عمل سنخيّت و تناسب دارد. با خوابيدن نمىتوان در آزمون علمى توفيق يافت. با نشستن در خانه، زيارت كعبه دست نمىدهد و با تجاوز به حرمت و اموال ديگران، نمىتوان خشنودى پروردگار را جلب كرد.[٤]
بدين ترتيب در فلسفه اخلاق اسلامى، هم وضعيت نفسانى و انگيزه فاعل مورد توجه قرار مىگيرد و هم ماهيّت عينى و آثار واقعى عمل؛ برخلاف مكاتب طرفدار «اصالت فاعل»
[١] - همان، ص ١٧١- ١٧٢
[٢] - از جمله ر. ك: سبحانى، جعفر: حسن و قبح عقلى، پايههاى جاودان اخلاق
[٣] - علامه طباطبايى( ره): الميزان، ج ١٦، ص ٨٢
[٤] - ر. ك: مصباح يزدى، محمدتقى: دروس فلسفه اخلاق، ص ١٦٧- ١٦٨